پردنیزولون یک کورتیکواستروئیدِ سنتتیک از دستهٔ گلوکوکورتیکوئیدها و شکلِ فعالِ بیولوژیکِ پردنیزون است که برخلافِ آن، برای تبدیل به متابولیتِ فعال نیازی به سوختوسازِ کبدی ندارد. این دارو به دلیلِ طیفِ گستردهٔ اثراتِ ضدالتهابی، ضدآلرژیک و سرکوبِ ایمنی، یکی از پرکاربردترین داروها در پزشکیِ بالینی است و در دامنهٔ وسیعی از بیماریها — از اختلالاتِ روماتولوژیک و ریوی تا بدخیمیها و نارساییِ آدرنال — جایگاهی ثابت دارد.
۱معرفی و دستهٔ دارویی
پردنیزولون یک گلوکوکورتیکوئیدِ سنتتیک با قدرتِ ضدالتهابیِ حدوداً پنج برابرِ هیدروکورتیزون و اثرِ مینرالوکورتیکوئیدیِ نسبتاً محدود است. این دارو شکلِ فعالِ پردنیزون بوده و برخلافِ آن که نیازمندِ تبدیلِ کبدی است، مستقیماً اثر خود را اعمال میکند؛ به همین دلیل در بیمارانِ دارایِ اختلالِ شدیدِ کبدی ترجیح داده میشود.
مکانیسمِ اثر بر اساسِ اتصال به گیرندههایِ گلوکوکورتیکوئیدیِ داخلِ سیتوپلاسمی آغاز میشود. کمپلکسِ دارو-گیرنده پس از انتقال به هسته، با اتصال به عناصرِ پاسخدهندهٔ گلوکوکورتیکوئیدی (GRE) در DNA، رونویسیِ ژنهایِ التهابی را مهار و بیانِ پروتئینهایِ ضدالتهابی مانندِ آنکسین-۱ را تحریک میکند. حاصلِ این فرایند کاهشِ سنتزِ سیتوکینهایِ پیشالتهابی (IL-1β، IL-6، TNF-α)، مهارِ فسفولیپازِ A2، و در نتیجه کاهشِ تولیدِ پروستاگلاندینها و لکوترینها است.
۲موارد مصرف
پردنیزولون در طیفِ وسیعی از بیماریها تجویز میشود. در روماتولوژی از کاربردهایِ اصلیِ آن میتوان به آرتریتِ روماتوئید، لوپوسِ اریتماتوزِ سیستمیک (SLE)، پلیمیالژیا روماتیکا، آرتریتِ سلولِ غولی و واسکولیتهایِ سیستمیک اشاره کرد. در بیماریهایِ ریوی، تشدیدِ حادِ آسم، تشدیدِ حادِ COPD، و پنومونیِ پنومُوسیستیسِ جیروِچی (PCP) در بیمارانِ HIV-مثبت از اندیکاسیونهایِ شناختهشده هستند.
در حوزهٔ گوارش، بیماریِ کرون، کولیتِ اولسراتیو در تشدیدِ حاد، و هپاتیتِ خودایمن به پردنیزولون پاسخ میدهند. در نفرولوژی، سندرمِ نفروتیکِ ایدیوپاتیک و برخی گلومرولونفریتها از موارد کاربرد هستند. در انکولوژی این دارو بهعنوانِ بخشِ جدانشدنیِ پروتکلهایی نظیرِ CHOP و در کنترلِ هیپرکلسمیِ بدخیم و ادمِ مغزیِ پریتومور استفاده میشود. درمانِ جایگزینی در نارساییِ آدرنالِ اولیه و ثانویه نیز از اندیکاسیونهایِ اثباتشده است.
۳دوز و نحوهٔ مصرف
پردنیزولون بهصورتِ قرصهایِ خوراکی (PO) در دوزهایِ ۵، ۱۰، ۲۰ و ۵۰ mg در دسترس است. تجویزِ صبحگاهی همراه با وعدهٔ غذایی توصیه میشود تا ریتمِ طبیعیِ کورتیزول کمتر دچارِ اختلال شود و عوارضِ گوارشی کاهش یابد. در هر درمانِ طولانیتر از سه هفته، قطعِ تدریجیِ دارو (tapering) الزامی است.
| اندیکاسیون | دوزِ اولیهٔ بزرگسال | ملاحظات |
|---|---|---|
| تشدیدِ حادِ آسم | ۴۰–۵۰ mg/day PO × ۵–۷ روز | tapering در دورهٔ کوتاه لازم نیست |
| تشدیدِ حادِ COPD | ۴۰ mg/day PO × ۵ روز | |
| آرتریتِ روماتوئید | ۵–۱۰ mg/day PO | دوزِ نگهدارنده؛ کاهشِ تدریجی |
| SLE / واسکولیتِ فعال | ۰.۵–۱ mg/kg/day PO | تا کنترلِ بیماری، سپس tapering |
| سندرمِ نفروتیک | ۱ mg/kg/day PO (حداکثر ۸۰ mg) | ۴ تا ۸ هفته |
| PCP در HIV | ۴۰ mg دوبار/روز × ۵ روز، سپس کاهشِ تدریجی | اگر PaO₂ < 70 mmHg |
| نارساییِ آدرنال (جایگزینی) | ۵–۷.۵ mg/day PO |
تعدیل در اختلالِ کبدی: در نارساییِ کبدیِ شدید (Child-Pugh C) پاکسازیِ دارو کُند میشود؛ توصیه میشود با کمترین دوزِ مؤثر شروع و پایشِ بالینی دقیق صورت گیرد. تعدیل در اختلالِ کلیوی: در نارساییِ کلیوی (eGFR < 30 mL/min/1.73m²) تعدیلِ دوزِ معمول نیاز نیست، اما احتباسِ آب و سدیم باید بیشتر پایش شود.
۴موارد منع مصرف و احتیاط
منعِ مصرفِ مطلق شامل: عفونتهایِ سیستمیکِ قارچی بدونِ پوششِ ضدقارچی، واکسیناسیونِ با واکسنهایِ زندهٔ تضعیفشده در دوزِ ایمونوساپرسیو، و حساسیتِ شناختهشده به دارو است.
احتیاطِ ویژه در موارد زیر لازم است: دیابتِ قندیِ کنترلنشده، پرفشاریِ خون، نارساییِ قلبیِ احتقانی، سابقهٔ زخمِ پپتیکِ فعال، پوکیِ استخوانِ شدید، گلوکومِ زاویهباز، اختلالاتِ روانپزشکیِ فعال، سابقهٔ سایکوزِ استروئیدی و عفونتِ فعالِ سل یا هپاتیتِ B بدونِ پوششِ درمانی.
در بارداری، پردنیزولون با کمترین دوزِ مؤثر و با ارزیابیِ دقیقِ فایده-خطر قابلِ تجویز است؛ دادههایِ حیوانی ارتباط با شکافِ کامِ سقف در سه ماهِ اول را نشان میدهند، اما این یافته در مطالعاتِ انسانی بهطورِ قطعی اثبات نشده است. در شیردهی، دوزهایِ زیرِ ۲۰ mg/day معمولاً ایمن تلقی میشوند و فاصلهانداختن چهار ساعته میانِ مصرفِ دارو و شیردهی در دوزهایِ بالاتر توصیه میشود.
۵عوارض جانبی
عوارضِ کوتاهمدت شامل هیپرگلیسمی (بهویژه در دیابتیکها)، اختلالِ خواب، تغییراتِ خلقی (تحریکپذیری، سرخوشیِ کاذب)، افزایشِ اشتها و احتباسِ مایع است. در درمانِ میانمدت و طولانیمدت، عوارضِ مهمتری ظاهر میشوند: پوکیِ استخوان با خطرِ شکستگیهایِ فشاریِ مهرهای، نکروزِ آواسکولارِ سرِ استخوانِ ران (بهویژه با دوزِ بالا)، ظاهرِ کوشینگوئیدی (چاقیِ مرکزی، قوزِ گاوی، سیمایِ ماهی)، آتروفیِ آدرنال و سرکوبِ محورِ هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA).
سرکوبِ ایمنی در درمانِ مزمن خطرِ عفونتهایِ فرصتطلب — از جمله سل، کاندیدیاز، کریپتوکوکوز و PCP — را افزایش میدهد. از دیگر عوارضِ قابلِ توجه میتوان به کاتاراکتِ زیرِ محفظهٔ خلفی و هیپرتانسیونِ داخلِ چشمی در درمانِ طولانی، آتروفی و استریایِ پوستی، آکنهٔ استروئیدی و اختلالاتِ روانپزشکی (از تحریکپذیری تا سایکوزِ استروئیدی) اشاره کرد.
۶تداخلاتِ دارویی مهم
پردنیزولون عمدتاً از طریقِ CYP3A4 متابولیزه میشود. القاکنندههایِ CYP3A4 — ریفامپیسین، فنیتوئین، کاربامازپین و فنوباربیتال — سطحِ خونیِ دارو را بهمیزانِ قابلتوجهی (تا ۸۰٪) کاهش میدهند و ممکن است افزایشِ دوز ضروری باشد؛ این تداخل در بیمارانِ مبتلا به سلِ ریوی که همزمان به کورتیکواستروئید نیاز دارند از اهمیتِ بالینیِ ویژهای برخوردار است. مهارکنندههایِ CYP3A4 — کتوکونازول، ایتراکونازول، ریتوناویر و کلاریترومایسین — سبب تجمعِ دارو و تشدیدِ عوارض میشوند.
مصرفِ همزمانِ NSAIDs یا آسپرین خطرِ زخمِ گوارشی و خونریزی را افزایش میدهد و تجویزِ PPI بهعنوانِ محافظ توصیه میشود. پردنیزولون اثرِ داروهایِ ضدِ دیابت را کاهش میدهد و تعدیلِ دوزِ انسولین یا عواملِ خوراکیِ کنترلِ قند اغلب لازم است. در مصرفِ همزمان با وارفارین اثرِ آنتیکواگولانت غالباً افزایش مییابد و پایشِ منظمِ INR ضروری است. ترکیب با دیورتیکهایِ لوپ یا تیازیدی خطرِ هیپوکالمی را تشدید میکند.
۷نکاتِ بالینی و پایش
پیش از شروعِ درمانِ طولانیمدت، ارزیابیِ پایه شامل: قندِ خونِ ناشتا، فشارخون، پتاسیمِ سرم، تراکمِ استخوان (DEXA)، و غربالگریِ سل (IGRA یا PPD) است. در طولِ درمان، پایشِ ادواریِ قندِ خون، فشارخون، وزن، پتاسیمِ سرم و علایمِ عفونت ضروری است. در مصرفِ بیش از سه ماه یا دوزِ ≥ ۷.۵ mg/day، پروفیلاکسیِ پوکیِ استخوان با کلسیمِ عنصری (۱۰۰۰–۱۵۰۰ mg/day)، ویتامینِ D (۸۰۰–۱۰۰۰ IU/day) و در صورتِ نیاز بیسفسفونات توصیه میشود. در بیمارانِ دریافتکنندهٔ دوزِ بیش از ۲۰ mg/day به مدتِ بیش از چهار هفته که نقصِ ایمنیِ زمینهای نیز دارند، پروفیلاکسیِ PCP با TMP-SMX در نظر گرفته شود.
نکته بالینی: قطعِ ناگهانیِ پردنیزولون پس از مصرفِ بیش از سه هفته میتواند منجر به بحرانِ آدرنال با تظاهراتی نظیرِ افتِ شدیدِ فشارخون، تهوع، استفراغ و ضعفِ عمومی شود. هر بیماری که در شش ماهِ اخیر بیش از سه هفته دوزِ معادلِ ≥ ۵ mg/day پردنیزولون دریافت کرده و نیاز به جراحی، بستری یا احیا دارد، باید دوزِ استرس دریافت کند: hydrocortisone 50–100 mg IV هر ۶–۸ ساعت در روزِ اول، با کاهشِ تدریجی پس از بهبودِ بالینی.
