فیناستراید مهارکننده اختصاصی آنزیم 5-آلفا ردوکتاز نوع II است و با کاهش تبدیل تستوسترون به دیهیدروتستوسترون (DHT) در بافت پروستات و فولیکول مو عمل میکند. این دارو دو اندیکاسیون تأییدشده و کاملا مجزا دارد که هرکدام دوز خاص خود را میطلبند: هایپرپلازی خوشخیم پروستات و آلوپسی آندروژنتیک مردانه. تفکیک درست این دو دوز و آگاهی از اثر دارو بر سطح PSA، دو محور اصلی تجویز ایمن آن هستند.
۱معرفی و دستهٔ دارویی
فیناستراید یک ترکیب 4-آزااستروئیدی صناعی و مهارکننده رقابتی و اختصاصی ایزوآنزیم 5-آلفا ردوکتاز نوع II است؛ این ایزوآنزیم عمدتا در پروستات، فولیکول مو و پوست بیان میشود. مهار آن تبدیل تستوسترون به DHT را کاهش میدهد و غلظت سرمی و بافتی DHT را بهطور قابلتوجهی پایین میآورد، بدون آنکه غلظت تستوسترون تغییر مهمی کند. برخلاف دوتاستراید که هر دو ایزوفرم نوع I و II را مهار میکند، فیناستراید عمدتا بر نوع II اثر دارد. کاهش DHT در پروستات از رشد غده و پیشرفت علائم انسدادی جلوگیری میکند و در فولیکول موی وابسته به آندروژن، روند کوچکشدن پیشرونده فولیکول را کند میکند؛ همین دو مکانیسم، پایه دو اندیکاسیون بالینی دارو را تشکیل میدهد.
۲موارد مصرف
فیناستراید دو اندیکاسیون تأییدشده دارد که باید همواره جدا از هم در نظر گرفته شوند.
در هایپرپلازی خوشخیم پروستات (BPH)، دوز 5 mg روزانه برای کاهش حجم پروستات، بهبود علائم انسدادی ادراری و کاهش خطر احتباس حاد ادراری و نیاز به مداخله جراحی به کار میرود. اثر بر حجم پروستات و کاهش خطر عوارض بلندمدت معمولا پس از ۶ تا ۱۲ ماه مصرف مداوم آشکار میشود. در بیماران با علائم متوسط تا شدید و پروستات بزرگ، افزودن یک آلفا-بلوکر (مانند تامسولوسین یا دوکسازوسین) کنترل علامتی سریعتری فراهم میکند، در حالی که فیناستراید اثر خود را در درازمدت روی حجم غده اعمال میکند.
در آلوپسی آندروژنتیک مردانه، دوز 1 mg روزانه، منحصرا در مردان، برای کند کردن روند ریزش مو و افزایش تراکم مو به کار میرود. اثر درمانی وابسته به ادامه مصرف است؛ قطع دارو معمولا طی حدود ۱۲ ماه بازگشت روند ریزش مو را به دنبال دارد.
۳دوز و نحوهٔ مصرف
| اندیکاسیون | دوز | نکته/هدف |
|---|---|---|
| هایپرپلازی خوشخیم پروستات | 5 mg PO یکبار در روز | کاهش حجم پروستات و خطر احتباس ادراری؛ ارزیابی پاسخ پس از ۶ تا ۱۲ ماه |
| آلوپسی آندروژنتیک مردانه | 1 mg PO یکبار در روز | فقط در مردان؛ ادامه مصرف برای حفظ اثر؛ ارزیابی پاسخ پس از ۳ تا ۶ ماه |
مصرف با یا بدون غذا بلامانع است. نیازی به تنظیم دوز بر اساس CrCl یا عملکرد کلیوی نیست. در اختلال عملکرد کبدی، بهدلیل متابولیسم عمدتا کبدی دارو، داده کافی در دسترس نیست و مصرف باید با احتیاط صورت گیرد. دو دوز 1 mg و 5 mg قابل جایگزینی خودسرانه با یکدیگر نیستند و نباید بر اساس فرمولاسیون در دسترس، دوز یا اندیکاسیون بیمار را تغییر داد.
۴موارد منع مصرف و احتیاط
مصرف در بارداری منع مطلق دارد. با توجه به خطر تراتوژنیسیته و اختلال تکامل دستگاه تناسلی خارجی در جنین مذکر، زنان باردار یا زنانی که احتمال بارداری در آنها مطرح است نباید با قرصهای خردشده یا شکسته تماس پوستی داشته باشند، هرچند تماس با قرص روکشدار سالم خطر جذب سیستمیک ندارد.
نکته بالینی: جذب پوستی فیناستراید از قرص خردشده یا شکسته میتواند در زنان باردار رخ دهد؛ این نکته باید هنگام تحویل دارو در داروخانه و توضیح به بیمار صریحا یادآوری شود، نه فقط منع مصرف خوراکی در بارداری.
این دارو در زنان، بهویژه زنان یائسهنشده در سنین باروری، اندیکاسیونی ندارد. سایر موارد احتیاط شامل سابقه حساسیت به فیناستراید یا اجزای فرمولاسیون، اختلال عملکرد کبدی و عدم اندیکاسیون در کودکان است. بیماران مصرفکننده فیناستراید نباید تا حداقل یک ماه پس از قطع دارو خون اهدا کنند، تا از انتقال احتمالی دارو به گیرنده باردار جلوگیری شود.
۵عوارض جانبی
شایعترین عوارض، اختلالات جنسی هستند: کاهش لیبیدو، اختلال نعوظ و اختلال انزال (عمدتا کاهش حجم انزال). این عوارض در دوز 5 mg شایعتر از دوز 1 mg گزارش شدهاند و در بیشتر بیماران با ادامه یا قطع دارو برطرف میشوند. در زیرگروهی از بیماران، این علائم پس از قطع دارو نیز تداوم یافتهاند که در ادبیات پزشکی با عنوان سندرم پس از فیناستراید مطرح شده است؛ مکانیسم و بروز واقعی این سندرم هنوز محل بحث است، اما مراجع تنظیمی بهدنبال گزارشهای پس از عرضه، هشدار مربوط به آن را به برگه اطلاعات دارو افزودهاند.
افسردگی و تغییر خلق نیز از عوارض گزارششدهاند و پرسیدن درباره وضعیت خلقی بیمار در ویزیتهای پیگیری توصیه میشود. ژنیکوماستی و حساسیت یا بزرگی پستان از عوارض نادر ولی شناختهشده هستند. واکنشهای حساسیتی (بثورات جلدی، خارش، کهیر، تورم لب) و افزایش خفیف آنزیمهای کبدی بهندرت گزارش شدهاند.
در کارآزماییهای پیشگیری از سرطان پروستات با دوز 5 mg، بروز کلی سرطان پروستات در گروه فیناستراید کمتر از دارونما بود، اما نسبت تومورهای با درجه بدخیمی بالاتر (Gleason score بالاتر) در میان موارد تشخیصدادهشده در گروه فیناستراید بیشتر بود؛ این یافته باید هنگام تفسیر بیوپسی پروستات در بیماران تحت درمان مدنظر باشد.
۶تداخلات دارویی مهم
فیناستراید عمدتا از راه کبدی و با واسطه CYP3A4 متابولیزه میشود. مهارکنندههای قوی CYP3A4 (مانند کتوکونازول یا ریتوناویر) از نظر نظری میتوانند غلظت پلاسمایی فیناستراید را افزایش دهند، اما با توجه به دامنه درمانی وسیع دارو، اهمیت بالینی این تداخل محدود تلقی میشود و نیاز روتین به تنظیم دوز گزارش نشده است. فیناستراید خود مهارکننده مهم آنزیمهای سیتوکروم P450 نیست و بنابراین احتمال کمی برای تغییر متابولیسم داروهای همراه دارد. در مطالعات فارماکوکینتیک اختصاصی، تداخل بالینی معنادار با وارفارین، دیگوکسین و تئوفیلین یافت نشده است. تداخل کشنده یا نیازمند اجتناب مطلق برای فیناستراید شناختهشده نیست؛ مهمترین «تداخل» عملی آن، تداخل با تفسیر آزمایشگاهی PSA است که در بخش پایش شرح داده میشود.
۷نکات بالینی و پایش
نکته بالینی: فیناستراید غلظت سرمی PSA را طی ۶ تا ۱۲ ماه مصرف، حدود ۵۰ درصد کاهش میدهد، حتی در حضور سرطان پروستات. برای تفسیر صحیح در بیماران تحت درمان، مقدار اندازهگیریشده PSA باید تقریبا دو برابر شود و با محدوده طبیعی مقایسه گردد؛ نادیده گرفتن این نکته میتواند به تأخیر در تشخیص سرطان پروستات بینجامد.
پیش از شروع درمان در بیماران BPH که کاندید غربالگری PSA هستند، ثبت یک مقدار پایه PSA توصیه میشود تا روند تغییرات بعدی قابل تفسیر باشد. ارزیابی پاسخ درمانی — کاهش علائم و بهبود جریان ادراری در BPH، یا کاهش سرعت ریزش مو در آلوپسی — نباید زودتر از بازه زمانی ذکرشده در جدول دوز انجام شود؛ قطع زودهنگام دارو به دلیل «عدم پاسخ» ظاهری، یکی از شایعترین خطاهای بالینی در این دو اندیکاسیون است.
در هر ویزیت پیگیری، پرسش فعال درباره عملکرد جنسی و وضعیت خلقی بیمار توصیه میشود، بهویژه چون بسیاری از بیماران خودبهخود این عوارض را گزارش نمیکنند. بیمار باید از احتمال بازگشت ریزش مو پس از قطع فیناستراید (در اندیکاسیون آلوپسی) و از لزوم احتیاط در تماس همسر باردار با قرص خردشده آگاه شود. نیازی به تنظیم دوز بر اساس CrCl یا eGFR نیست؛ در اختلال عملکرد کبدی، احتیاط بالینی و پیگیری نزدیکتر توصیه میشود.
