لوزارتان (Losartan) یک داروی ضدفشارخون از دستهٔ بلوککنندههای گیرندهٔ آنژیوتانسین II (Angiotensin II Receptor Blockers – ARBs) است که برای نخستین بار در دههٔ ۱۹۹۰ وارد عرصهٔ بالین شد. این دارو با مسدود کردن گیرندهٔ AT₁، یکی از کارآمدترین ابزارهای درمان فشارخون بالا، نارسایی قلبی، و محافظت از کلیه در بیماران دیابتی به شمار میرود. پرکاربردبودن لوزارتان را میتوان در ترکیبی از اثربخشی مستند، تحملپذیری بالا، و نبود سرفهٔ خشک ناشی از مهارکنندههای ACE توضیح داد.
۱معرفی و دستهٔ دارویی
لوزارتان نخستین عضو از گروه ARBs است که توسط سازمان غذا و دارو (FDA) در سال ۱۹۹۵ تأیید شد و از آن زمان به یکی از پرتجویزترین داروهای قلبیعروقی جهان تبدیل شده است. مکانیسم اثر آن بر پایهٔ رقابت انتخابی با آنژیوتانسین II برای اتصال به گیرندهٔ AT₁ استوار است. آنژیوتانسین II در حالت طبیعی با تحریک این گیرنده موجب انقباض عروقی، ترشح آلدوسترون، و نگهداشت سدیم و آب میشود؛ مسدود کردن این مسیر توسط لوزارتان به کاهش مقاومت عروقی محیطی، کاهش حجم داخلعروقی، و در نتیجه افت فشارخون سیستمی منجر میشود. برخلاف مهارکنندههای ACE، لوزارتان زنجیرهٔ برادیکینین را دستنخورده میگذارد و از همین رو سرفهٔ خشک بهندرت دیده میشود. لوزارتان دارای یک متابولیت فعال (EXP3174) است که تمایل بیشتری به گیرندهٔ AT₁ نسبت به مولکول مادر دارد و نقش اصلی در اثربخشی بالینی دارو را ایفا میکند.
۲موارد مصرف
اصلیترین اندیکاسیون تأییدشدهٔ لوزارتان، درمان فشارخون اولیه (Essential Hypertension) در بزرگسالان و کودکان بالای شش سال است. در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ همراه با نفروپاتی (پروتئینوری ≥300 mg/day یا افزایش کراتینین سرم)، لوزارتان پیشرفت به نارسایی کلیوی پایانی (ESRD) را بهطور معناداری کند میکند و این اثر مستقل از کاهش فشارخون نیز مستند شده است. در بیماران مبتلا به هیپرتروفی بطن چپ و فشارخون بالا، شواهد حاصل از کارآزمایی LIFE نشان میدهد لوزارتان در مقایسه با آتنولول (Atenolol) به کاهش بیشتر خطر سکتهٔ مغزی منجر میشود. از کاربردهای خارج از اندیکاسیون (Off-label) میتوان به بیماری Marfan (کاهش سرعت دیلاتاسیون آئورت)، فشارخون پورتال در سیروز، و درمان نارسایی قلبی در بیماران غیرقابلتحمل به ACE inhibitor اشاره کرد.
۳دوز و نحوهٔ مصرف
لوزارتان به صورت خوراکی (PO) مصرف میشود، مستقل از وعدهٔ غذایی، و نیمهعمر متابولیت فعال آن حدود ۶ تا ۹ ساعت است که دوز یکبار در روز را توجیه میکند. در بیماران با کاهش حجم داخلعروقی یا نارسایی کبدی، شروع با دوز 25 mg توصیه میشود تا خطر هیپوتانسیون اولیه کاهش یابد.
| اندیکاسیون | دوز اولیه | دوز نگهدارنده / حداکثر |
|---|---|---|
| فشارخون بالا (بزرگسال) | 50 mg روزانه | 25–100 mg (یک یا دو دوز) |
| نفروپاتی دیابتی | 50 mg روزانه | 100 mg روزانه |
| هیپرتروفی بطن چپ | 50 mg روزانه | تا 100 mg روزانه |
| فشارخون کودکان ≥6 سال | 0.7 mg/kg روزانه (حداکثر 50 mg) | حداکثر 1.4 mg/kg یا 100 mg |
| نارسایی کبدی (Child-Pugh A/B) | 25 mg روزانه | بر اساس پاسخ بالینی |
| نارسایی کلیوی (eGFR <30) | 25–50 mg روزانه | پایش الکترولیت و کراتینین لازم است |
۴موارد منع مصرف و احتیاط
منع مصرف مطلق لوزارتان شامل حساسیت شناختهشده به دارو، بارداری (در هر سه سهماههٔ آن)، و مصرف همزمان با آلیسکیرن (Aliskiren) در بیماران مبتلا به دیابت یا نارسایی کلیوی (eGFR <60 mL/min) است. در بارداری، ARBها از رده C (سهماههٔ اول) به رده D (سهماههٔ دوم و سوم) ارتقا مییابند زیرا مهار سیستم رنینآنژیوتانسین جنینی میتواند به نارسایی کلیوی، الیگوهیدرآمنیوس، هیپوپلازی ریوی، و مرگ جنین بینجامد؛ در صورت تأیید بارداری در حین درمان باید دارو بلافاصله قطع شود. در دوران شیردهی نیز مصرف توصیه نمیشود زیرا دفع در شیر انسان هنوز بهدرستی بررسی نشده است.
احتیاطهای بالینی مهم شامل تنگی دوطرفهٔ شریان کلیوی یا تنگی شریان کلیوی کلیهٔ تک، نارسایی قلبی با بروندهٔ بسیار پایین، هیپرکالمی موجود، کاهش حجم داخلعروقی (مانند مصرف همزمان دیورتیکهای پرقدرت)، و نارسایی کبدی پیشرفته (Child-Pugh C) میباشد.
۵عوارض جانبی
عوارض شایع لوزارتان شامل سرگیجه، هیپوتانسیون (بهویژه در دوزهای ابتدایی یا همراه با کمآبی بدن)، افزایش پتاسیم سرم (هیپرکالمی)، و افزایش خفیف کراتینین سرم است. این افزایش کراتینین در هفتههای اول درمان معمولاً تا ۳۰٪ بالاتر از خط پایه تحمل میشود و نشانهٔ اثربخشی نفروپروتکتیو دارو تلقی میگردد؛ با این حال اگر افزایش بیش از ۵۰٪ باشد باید دارو را قطع یا دوز را کاهش داد.
برخلاف ACE inhibitorها، سرفهٔ خشک در لوزارتان بسیار نادر است. آنژیوادم نیز با شیوع کمتری نسبت به مهارکنندههای ACE گزارش شده، هرچند واکنشهای متقاطع در بیماران با سابقهٔ آنژیوادم ناشی از ACE inhibitor ممکن است دیده شود. سایر عوارض نادر شامل نارسایی حاد کلیه (بهخصوص در وضعیتهای کاهش جریان خون کلیوی)، افزایش آنزیمهای کبدی، و لکوپنی است.
۶تداخلات دارویی مهم
لوزارتان عمدتاً از طریق CYP2C9 به متابولیت فعال خود (EXP3174) تبدیل میشود و تا حدی نیز از مسیر CYP3A4 متابولیزه میگردد. مهارکنندههای قوی CYP2C9 مانند فلوکونازول (Fluconazole) میتوانند غلظت متابولیت فعال را کاهش داده و اثربخشی دارو را تضعیف کنند؛ در مقابل، القاکنندههای CYP2C9 مانند ریفامپین (Rifampin) سطح آن را پایین میآورند.
ترکیب لوزارتان با دیورتیکهای نگهدارندهٔ پتاسیم (اسپیرونولاکتون، آملورید) یا مکملهای پتاسیم، خطر هیپرکالمی را بهطور چشمگیری افزایش میدهد. مصرف همزمان با NSAIDها (ایبوپروفن، ناپروکسن) به کاهش اثر ضدفشارخونی و تشدید اثرات کلیوی میانجامد و در بیماران با بیماری کلیوی یا قلبی زمینهای میتواند به نارسایی حاد کلیه بینجامد. ترکیب با لیتیم (Lithium) سطح سرمی آن را بالا میبرد و خطر سمیت لیتیم را افزایش میدهد. مصرف همزمان با آلیسکیرن در بیماران دیابتی یا با eGFR <60 ممنوع است زیرا خطر هیپوتانسیون، هیپرکالمی، و آسیب کلیوی را بهطور همافزا افزایش میدهد.
۷نکات بالینی و پایش
پیش از آغاز درمان، الکترولیتهای سرم (بهویژه پتاسیم) و عملکرد کلیه (کراتینین، BUN، eGFR) باید بررسی شوند. در طول درمان، این آزمونها باید در ۱ تا ۲ هفتهٔ اول و سپس به صورت دورهای (هر ۳ تا ۶ ماه بسته به وضعیت بیمار) تکرار شوند. فشارخون هدف در بیماران دیابتی یا با نفروپاتی معمولاً کمتر از 130/80 mmHg در نظر گرفته میشود.
نکته بالینی: در بیماران مبتلا به تنگی دوطرفهٔ شریان کلیوی یا کلیهٔ تک با تنگی شریانی، شروع لوزارتان (مانند هر ARB یا ACE inhibitor) میتواند به نارسایی حاد کلیوی بینجامد. افزایش ۲۰–۳۰٪ کراتینین در هفتهٔ اول معمولاً قابلقبول است، اما افزایش سریعتر یا بیش از ۵۰٪ نشانهٔ هشدار بوده و نیاز به بررسی عروق کلیوی دارد.
لوزارتان و اغلب ARBها در کنترل اوج فشارخون اولیهٔ پگاهگاهی (Morning surge) گاهی اثربخشی کمتری دارند؛ در صورت عدم کنترل کافی، تغییر به دوز شب یا افزودن دیورتیک تیازیدی (Hydrochlorothiazide یا Chlorthalidone) میتواند کمککننده باشد. قطع ناگهانی دارو معمولاً با بازگشت ناپایدار فشارخون همراه نیست، اما کاهش تدریجی در بیماران حساس توصیه میشود.
