هایپوگنادیسم (Hypogonadism) اختلالی است که از نارسایی عملکرد غدد جنسی ناشی میشود و خود را بهصورت کمبود هورمونهای جنسی، اختلال در اسپرماتوژنز یا هر دو نشان میدهد. این وضعیت میتواند از دوره بلوغ آغاز شود یا در بزرگسالی بروز کند و آثار آن از ناباروری تا اختلالات قلبی-متابولیک گسترش دارد. تشخیص دقیق مستلزم تمایز میان علل اولیه (گنادی) و ثانویه (مرکزی) است که مسیر درمان را کاملاً متفاوت میکند.
۱زمینه و اپیدمیولوژی
هایپوگنادیسم مردانه به کاهش عملکرد بیضه در تولید تستوسترون یا اسپرماتوژنز اطلاق میشود. شیوع آن با افزایش سن بالا میرود؛ حدود ۲ تا ۶ درصد مردان زیر ۴۰ سال و بیش از ۲۰ درصد مردان بالای ۶۰ سال سطح تستوسترون پایینتر از حد طبیعی دارند. در زنان، نارسایی تخمدان اولیه (Primary Ovarian Insufficiency) با قطع سیکل قاعدگی و کمبود استروژن تظاهر میکند. بیماری زمینهای مثل سندرم متابولیک، دیابت، و چاقی میتواند سطح تستوسترون را مستقل از نقص اصلی محور کاهش دهد و تشخیص را پیچیدهتر کند.
۲اتیولوژی و پاتوفیزیولوژی
هایپوگنادیسم به دو دسته اصلی تقسیم میشود:
- هایپوگنادیسم اولیه (هایپرگنادوتروپیک): نقص در سطح گناد با LH و FSH بالا در پاسخ به فیدبک منفی از دسترفته. علل شامل سندرم کلاینفلتر، اُرکیت ویروسی (اوریون)، پرتودرمانی، شیمیدرمانی، پیچخوردگی بیضه، و نارسایی تخمدان اولیه است.
- هایپوگنادیسم ثانویه (هایپوگنادوتروپیک): نقص در محور هایپوتالاموس-هیپوفیز با LH و FSH پایین یا نامناسب. علل: سندرم کالمن (Kallmann)، ضایعات هیپوفیز، هایپرپرولاکتینمی، بیماریهای نفوذی (هموکروماتوز، سارکوئیدوز)، مصرف اوپیوئیدها یا کورتیکواستروئیدها، و بیماریهای مزمن سیستمیک.
کاهش تستوسترون موجب اختلال در سنتز پروتئین، تراکم استخوانی، و پروفایل متابولیک میشود و در صورت شروع پیش از بلوغ، تمایز جنسی نیز مختل میگردد.
۳تظاهرات بالینی
تظاهرات به زمان شروع بستگی دارد:
پیش از بلوغ: تأخیر یا توقف بلوغ، نسبت بدنی اُنوکوئید (Eunuchoid)، اندام جنسی ناتمام، ژنیکوماستی، و صدای نگرفته در پسران.
پس از بلوغ: کاهش میل جنسی، اختلال نعوظ، کاهش حجم بیضه، ناباروری، ضعف و خستگی، افسردگی، کاهش توده عضلانی، چربی احشایی، گرگرفتگی، و کاهش موی بدن.
نکته بالینی: خستگی مزمن و افسردگی بدون توضیح واضح در مرد میانسال، حتی در غیاب اختلال آشکار جنسی، باید کمبود تستوسترون را در تشخیص افتراقی قرار دهد.
۴رویکرد تشخیصی و ورکآپ
تشخیص با ترکیب یافتههای بالینی و آزمایشگاهی تأیید میشود:
- تستوسترون تام صبحگاه (ساعت ۸ تا ۱۰): دو نوبت اندازهگیری در روزهای جداگانه لازم است؛ مرز پایین طبیعی ≥ 300 ng/dL پذیرفته شده است.
- در صورت تستوسترون پایین: LH و FSH برای تعیین نوع اولیه یا ثانویه.
- پرولاکتین، TSH، و SHBG (Sex Hormone-Binding Globulin) برای ارزیابی علل ثانویه و محاسبه تستوسترون آزاد.
- تحلیل منی (Semen Analysis) در صورت نگرانی از باروری.
- MRI هیپوفیز در هایپوگنادیسم ثانویه بدون علت مشخص یا هایپرپرولاکتینمی همراه.
- تراکم استخوانی (DEXA) در بیماران با هایپوگنادیسم طولانیمدت.
۵تشخیصهای افتراقی
| وضعیت | LH/FSH | تستوسترون | نکته |
|---|---|---|---|
| هایپوگنادیسم اولیه | بالا | پایین | نقص در سطح گناد |
| هایپوگنادیسم ثانویه | پایین یا طبیعی | پایین | نقص مرکزی |
| سندرم کالمن | پایین | پایین | آنوسمی همراه |
| هایپرپرولاکتینمی | پایین | پایین | پرولاکتین بالا |
| کمکاری تیروئید | طبیعی | گاه پایین | TSH بالا، SHBG بالا |
| چاقی یا دیابت کنترلنشده | متغیر | گاه پایین | SHBG پایین، فاکتور مخدوشکننده |
۶تدبیر درمانی
هدف: رفع علائم، حفظ تراکم استخوانی، بهبود سلامت متابولیک، و (در صورت نیاز) حفظ باروری.
جایگزینی تستوسترون (TRT):
- تستوسترون انانتات یا سیپیونات (IM): 150–200 mg هر ۲ هفته، یا 75–100 mg هفتگی.
- ژل تستوسترون (1٪ یا 1.62٪): 25–75 mg روزانه، مالیده به شانه یا بازو.
- پچ تستوسترون: 2–4 mg شبانه.
موارد منع TRT: کانسر پروستات فعال، کانسر پستان، پلیسیتمی کنترلنشده، PSA بالای نامشخص، و قصد فرزندآوری در آینده نزدیک؛ TRT اسپرماتوژنز را مهار میکند.
برای حفظ باروری در هایپوگنادیسم ثانویه: بهجای TRT از hCG ± FSH استفاده میشود؛ hCG معمولاً 1500–2000 IU سهبار در هفته SC تجویز میشود.
پایش درمان: تستوسترون، هماتوکریت، PSA، و علائم هر ۳-۶ ماه؛ DEXA هر ۱-۲ سال.
۷عوارض و پیشآگهی
هایپوگنادیسم درماننشده با طیف گستردهای از عوارض همراه است: کاهش تراکم استخوانی و خطر بالاتر شکستگی، سندرم متابولیک، بیماری قلبی-عروقی، افسردگی و اختلالات شناختی، و ناباروری. درمان بهموقع میتواند اغلب این عوارض را پیشگیری یا معکوس کند. با TRT مناسب، بیشتر علائم طی ۳ تا ۶ ماه بهبود مییابند؛ اثر بر تراکم استخوانی ممکن است تا ۲ سال طول بکشد. در هایپوگنادیسم ثانویه با علت قابلدرمان مانند آدنوم هیپوفیز یا هایپرپرولاکتینمی، درمان علت زمینهای اغلب تابلوی بالینی را بهطور کامل برمیگرداند.
