سندرم فانکونی (Fanconi syndrome) از اختلال عملکرد منتشر لولهٔ پروگزیمال کلیه ناشی میشود و با هدررفت همزمانِ گلوکز، اسیدهای آمینه، فسفر، اوریکاسید، بیکربنات و پتاسیم از طریق ادرار مشخص میشود. این ترکیب خاص میتواند به اختلالات متابولیک وخیم، بیماری استخوانی و نارسایی کلیوی پیشرونده منجر شود. شناخت زودهنگام و درمانِ علت زمینهای، سیر بیماری را تغییر میدهد.
۱زمینه و اپیدمیولوژی
سندرم فانکونی در هر سنی رخ میدهد؛ شکل ارثی در کودکان و شکل اکتسابی در بزرگسالان شایعتر است. در کودکان، سیستینوزیس (cystinosis) شایعترین علت ارثی است و بدون درمان هدفمند به نارسایی کلیوی پیشرفته در دههٔ اول عمر منجر میشود. در بزرگسالان، مولتیپلمیلوما و داروهای نفروتوکسیک — بهویژه تنوفوویر — بیشترین سهم را دارند. شیوع دقیق ناشناخته است، اما هر عاملی که به لولهٔ پروگزیمال آسیب برساند میتواند این سندرم را ایجاد کند.
۲اتیولوژی و پاتوفیزیولوژی
لولهٔ پروگزیمال بازجذب ۶۰ تا ۸۰ درصد محلول فیلترشده را انجام میدهد؛ این فرآیند کاملاً وابسته به انرژی است و از طریق ناقلهای وابسته به سدیم (SGLT، NaPi-IIa) صورت میگیرد. اختلال میتوکندریایی یا آسیب مستقیم به غشای لولهای، کارایی این ناقلها را کاهش میدهد و دفع منتشر محلولها را به دنبال دارد.
| دسته | نمونههای شایع |
|---|---|
| ارثی | سیستینوزیس، بیماری ویلسون، تیروزینمی نوع ۱، سندرم Lowe، عدم تحمل ارثی فروکتوز |
| دارویی | تنوفوویر، ایفوسفامید، سیسپلاتین، تتراسیکلین منقضیشده |
| نئوپلاستیک | مولتیپلمیلوما، آمیلوییدوز |
| سمی | مسمومیت با سرب، جیوه یا کادمیوم |
هدررفت بیکربنات از لولهٔ پروگزیمال موجب اسیدوز متابولیک هایپرکلرمیک (RTA نوع ۲) میشود. نکتهٔ کلیدی آن است که ترشح اسید دیستال دستنخورده میماند؛ بنابراین در اوج اسیدوز، pH ادرار پایینتر از ۵.۵ است — برخلاف RTA نوع ۱.
۳تظاهرات بالینی
- پلیاوری و پلیدیپسی در اثر هدررفت محلولهای اسموتیک
- گلیکوزوری با گلوکز خون طبیعی: نخستین اثرانگشت بالینی سندرم
- هایپوکالمی: ضعف عضلانی پروگزیمال و در موارد شدید آریتمی
- ریکتز در کودکان / استئومالاسی در بزرگسالان ناشی از هدررفت فسفر و اختلال متابولیسم ویتامین D
- اسیدوز متابولیک: تنگینفس، بیاشتهایی، تهوع
- تأخیر رشد در کودکان درماننشده
- درد استخوانی و شکستگیهای پاتولوژیک در موارد پیشرفته
نکته بالینی: گلیکوزوری بدون هایپرگلیسمی در یک بیمار پلیاوریک، اثرانگشت اول سندرم فانکونی است؛ این یافته را بدون ورکآپ کامل رها نکنید.
۴رویکرد تشخیصی و ورکآپ
تشخیص بر اساس همزمانی چند یافتهٔ آزمایشگاهی گذاشته میشود:
- سرم: هایپوفسفاتمی، هایپواوریسمی، هایپوکالمی، اسیدوز متابولیک هایپرکلرمیک با آنیونگپ طبیعی، بیکربنات پایین
- ادرار: گلیکوزوری، آمینواسیدوری منتشر، فسفاتوری بالا (TmP/GFR پایین)، اوریکوزوری، پروتئینوری مولکولپایین (β₂-microglobulin)
- تصویربرداری: رادیوگرافی برای بیماری استخوانی؛ DXA در موارد مزمن
- ورکآپ اتیولوژیک: اندازهگیری سیستین لکوسیت برای سیستینوزیس؛ مس و سرولوپلاسمین برای ویلسون؛ ایمونوالکتروفورز سرم و ادرار برای میلوما؛ مرور کامل داروهای بیمار
۵تشخیصهای افتراقی
| بیماری | وجه تمایز |
|---|---|
| گلیکوزوری کلیوی خالص | فقط گلوکز دفع میشود؛ سایر معیارها طبیعیاند |
| RTA نوع ۱ (دیستال) | pH ادرار در اوج اسیدوز > ۵.۵؛ فسفاتوری و آمینواسیدوری ندارد |
| دیابت قندی | هایپرگلیسمی وجود دارد؛ گلیکوزوری ثانویه به قند خون بالاست |
| هایپرپاراتیروئیدیسم | هایپرکلسمی؛ فسفاتوری بدون آمینواسیدوری |
| دیابت بیمزه | فقط پلیاوری؛ بدون اسیدوز، آمینواسیدوری یا فسفاتوری |
۶تدبیر درمانی
اصل اول: درمانِ علت زمینهای در اولویت است و تمام اقدامهای حمایتی مکملِ آناند.
- قطع داروی عامل (تنوفوویر، ایفوسفامید): بهبود لولهای ظرف هفتهها انتظار میرود.
- جایگزینی فسفر: سدیم/پتاسیم فسفات خوراکی ۲۵–۵۰ mg/kg/day در ۳ تا ۴ دوز تقسیمشده.
- کلسیتریول: ۲۰–۶۵ ng/kg/day خوراکی برای درمان بیماری استخوانی.
- بیکربنات/سیترات: سیترات پتاسیم ۱–۲ mEq/kg/day برای اصلاح اسیدوز و حمایت همزمان پتاسیم.
- جایگزینی پتاسیم خوراکی با هدف K > ۳.۵ mEq/L.
- سیستینوزیس: سیستئامین (cysteamine) ۶۰ mg/kg/day خوراکی در ۴ دوز؛ شروع زود هنگام پیشروی به نارسایی کلیه را کُند میکند.
- میلوما: رژیم شیمیدرمانی مبتنی بر بیماری؛ کنترل پاراپروتئین عملکرد لولهای را بهبود میدهد.
۷عوارض و پیشآگهی
در صورت تشخیص دیررس یا درمان ناکافی:
- ریکتز مقاوم به ویتامین D / استئومالاسی با شکستگیهای پاتولوژیک
- کوتاهی قد در کودکان درماننشده
- نارسایی مزمن کلیه: بهویژه در سیستینوزیس کنترلنشده و سندرم Lowe
- عوارض قلبی ریتمیک در هایپوکالمی شدید
پیشآگهی به طور مستقیم به شناسایی و درمان علت زمینهای وابسته است. در اشکال دارویی، قطع عامل آسیبرسان اغلب به بهبود لولهای منجر میشود، اما بازگشت کامل تضمینشده نیست و پایش بلندمدت عملکرد کلیه ضروری است.
