آملودیپین (Amlodipine) داروی ضدِّفشارِخونِ خوراکی از دستهٔ بلوککنندههای کانالِ کلسیمِ دیهیدروپیریدینی است که بهواسطهٔ نیمهعمرِ طولانی، پروفایلِ ایمنیِ مطلوب و طیفِ گستردهٔ اندیکاسیونهای قلبیعروقی، از پرمصرفترین داروهای جهان بهشمار میرود. این دارو در پرفشاریِ خون، آنژینِ مزمنِ پایدار و اسپاسمِ عروقِ کرونر کاربرد دارد و در فهرستِ داروهایِ ضروریِ سازمانِ بهداشتِ جهانی جای گرفته است.
۱معرفی و دستهٔ دارویی
آملودیپین به زیرگروهِ دیهیدروپیریدینهای نسلِ سوم از بلوککنندههای کانالِ کلسیم (CCB) تعلق دارد. مکانیسمِ اثرِ آن بر پایهٔ اتصالِ انتخابی به کانالهای کلسیمِ وابسته به ولتاژِ نوعِ L در عضلهٔ صافِ عروقی استوار است؛ این اتصال ورودِ کلسیم به داخلِ سلول را مهار میکند، مقاومتِ محیطی را کاهش میدهد و فشارِ خون را پایین میآورد. در سطحِ کرونری، وازودیلاتاسیونِ ناشی از دارو پرفیوزیونِ میوکارد را بهبود میبخشد و آستانهٔ بروزِ ایسکمی را بالا میبرد. برخلافِ وراپامیل و دیلتیازم، آملودیپین فاقدِ اثرِ اینوتروپِ منفیِ بالینیمعنادار است و تأثیرِ قابلِ توجهی بر گرهٔ دهلیزیبطنی نمیگذارد؛ از اینرو در بیمارانِ مبتلا به نارساییِ قلبیِ خفیف تا متوسط نیز میتوان آن را با احتیاط بهکار برد. نیمهعمرِ حذفیِ حدودِ ۳۰ تا ۵۰ ساعت، پیکِ اثرِ آهسته و افتِ فشارِ خونِ تدریجی، خطرِ هیپوتانسیونِ رفلکسی و تاکیکاردیِ جبرانی را در مقایسه با CCBهای کوتاهاثر به حداقل میرساند.
۲موارد مصرف
اندیکاسیونِ اصلیِ آملودیپین پرفشاریِ خون است، چه بهصورتِ تکدارو و چه در ترکیب با مهارکنندههای ACE، آنتاگونیستهای گیرندهٔ آنژیوتانسین (ARB) یا دیورتیکها در پروتکلِ درمانِ مرحلهبندیشده. دومین کاربردِ مستند، درمانِ آنژینِ مزمنِ پایدار است؛ کاهشِ مقاومتِ عروقی و بهبودِ تأمینِ اکسیژنِ میوکارد دفعاتِ حملاتِ آنژینی را کاهش میدهد و تحملِ ورزش را بهبود میبخشد. در آنژینِ وازواسپاستیک (Vasospastic/Prinzmetal Angina) نیز آملودیپین داروی انتخابیِ درجهٔ اول است، زیرا مستقیماً اسپاسمِ کرونری را مهار میکند. دادههای کارآزماییِ ASCOT-BPLA نشان دادهاند که رژیمهای مبتنی بر آملودیپین رویدادهایِ قلبیعروقیِ بزرگ را در بیمارانِ پرخطر، در مقایسه با رژیمهای مبتنی بر آتنولول، بهطورِ معناداری کاهش میدهند.
۳دوز و نحوهٔ مصرف
آملودیپین بهصورتِ خوراکی و یکبار در روز مصرف میشود؛ غذا تأثیری بر جذبِ آن ندارد. جدولِ زیر دوزهای توصیهشده را به تفکیکِ اندیکاسیون و وضعیتِ بیمار نشان میدهد:
| اندیکاسیون / وضعیتِ بیمار | دوزِ شروع | دوزِ هدف / حداکثر |
|---|---|---|
| پرفشاریِ خون (بزرگسال) | 5 mg PO یکبار/روز | تا 10 mg/day پس از ۷–۱۴ روز در صورتِ نیاز |
| آنژینِ پایدار / اسپاسمِ کرونر (بزرگسال) | 5 mg PO یکبار/روز | تا 10 mg/day |
| سالمند (> 65 سال) یا نارساییِ کبدی | 2.5 mg PO یکبار/روز | تا 10 mg/day با تیتراسیونِ آهسته |
| نارساییِ کلیوی (هر eGFR) | تعدیل لازم نیست | — |
| کودکان ۶–۱۷ سال (HTN) | 2.5 mg PO یکبار/روز | تا 5 mg/day |
در نارساییِ کبدی کلیرانسِ آملودیپین کاهش مییابد و احتمالِ تجمعِ دارو وجود دارد؛ از اینرو شروع با 2.5 mg و تیتراسیونِ آهسته ضروری است. چون آملودیپین عمدتاً از مسیرِ کبدی متابولیزه میشود و دفعِ کلیویِ آن ناچیز است، نارساییِ کلیوی در هیچ درجهای مستلزمِ تعدیلِ دوز نیست.
۴موارد منع مصرف و احتیاط
منعِ مصرفِ مطلق شاملِ حساسیتِ شناختهشده به آملودیپین یا سایرِ دیهیدروپیریدینها و شوکِ قلبی است. استفاده در کاردیومیوپاتیِ هیپرتروفیک با انسدادِ مسیرِ خروجیِ بطنِ چپ (Obstructive HCM) بهدلیلِ خطرِ تشدیدِ گرادیانِ دینامیک توصیه نمیشود. در هیپوتانسیونِ شدید (سیستولیک < 90 mmHg) احتیاطِ ویژه الزامی است. آملودیپین در بارداری در دستهٔ C قرار دارد و تنها در صورتِ ضرورتِ بالینیِ قطعی و فقدانِ جایگزینِ ایمنتر بهکار میرود؛ در دورانِ شیردهی نیز دفعِ دارو در شیرِ مادر مستند شده و در صورتِ امکان، داروی جایگزینِ مناسبتر ترجیح داده میشود. مصرفِ آملودیپین در نارساییِ حادِ قلبیعروقیِ ناپایدار و مرحلهٔ حادِّ انفارکتوسِ میوکارد نیز توصیه نمیشود.
۵عوارضِ جانبی
شایعترین عارضهٔ جانبیِ آملودیپین ادمِ محیطی، بهویژه ادمِ قوزکِ پا، است. این ادم ناشی از وازودیلاتاسیونِ پیشمویرگی بدونِ توازنِ کافیِ وازودیلاتاسیونِ پسمویرگی است که منجر به خروجِ مایع به فضایِ بینِ بافتی میشود؛ شدتِ آن وابسته به دوز بوده و با افزایشِ دوز تشدید میگردد. سردرد، گُرگرفتگی (Flushing) و سرگیجه از دیگر عوارضِ شایع هستند که اغلب در هفتههای اولِ درمان بروز میکنند و با گذشتِ زمان کاهش مییابند. تپشِ قلب و خستگی نیز در برخی بیماران گزارش شده است. از عوارضِ کمترشایع میتوان به تهوع، دردِ شکمی و خوابآلودگی اشاره کرد. هیپرپلازیِ لثه (Gingival Hyperplasia) عارضهای نادر است که در مصرفِ طولانیمدت دیده میشود؛ گینهکوماستی نیز بهندرت گزارش شده است.
۶تداخلاتِ دارویی مهم
متابولیسمِ آملودیپین عمدتاً توسطِ آنزیمِ CYP3A4 انجام میشود و این ویژگی، نقطهٔ کانونیِ بسیاری از تداخلاتِ دارویی است. مهارکنندههای قوی CYP3A4 مانندِ کلاریترومایسین، کتوکونازول و ریتوناویر غلظتِ پلاسماییِ آملودیپین را افزایش میدهند و خطرِ هیپوتانسیون را بالا میبرند؛ در این موارد کاهشِ دوز یا پایشِ دقیقترِ فشارِ خون ضروری است. برعکس، القاکنندههای قوی CYP3A4 مانندِ ریفامپین و فنیتوئین سطحِ دارو را کاهش میدهند و ممکن است اثربخشی را تضعیف کنند. تداخلِ مهمِ دیگر با سیمواستاتین است: آملودیپین سطحِ پلاسماییِ سیمواستاتین را حدودِ ۷۷٪ افزایش میدهد و خطرِ میوپاتی را بالا میبرد؛ از اینرو دوزِ سیمواستاتین در بیمارانِ دریافتکنندهٔ آملودیپین نباید از 20 mg/day تجاوز کند. مصرفِ همزمان با مهارکنندههای PDE5 مانندِ سیلدنافیل میتواند اثرِ هیپوتانسیوِ تجمعی داشته باشد. سیکلوسپورین و تاکرولیموس در مصرفِ همزمان با آملودیپین سطوحِ بالاتری نشان میدهند و پایشِ غلظتِ این داروها الزامی است.
۷نکاتِ بالینی و پایش
نکته بالینی: ادمِ محیطیِ ناشی از آملودیپین با افزایشِ دوزِ دیورتیک کنترل نمیشود؛ راهکارِ مؤثرتر افزودنِ مهارکنندهٔ ACE یا ARB به رژیمِ درمانی است، زیرا این داروها از طریقِ وازودیلاتاسیونِ پسمویرگی توازنِ فشارِ هیدرواستاتیک در مویرگ را برقرار کرده و خروجِ مایع به بافت را محدود میکنند.
پایشِ منظمِ فشارِ خون در هفتههای اولِ درمان و پس از هر تیتراسیونِ دوز توصیه میشود. ارزیابیِ ادمِ محیطی در هر ویزیت بخشی از معاینهٔ روتین محسوب میشود. در بیمارانِ دریافتکنندهٔ دوزِ بالا یا داروهایِ تأثیرگذار بر CYP3A4، بررسیِ عملکردِ کبدی ارزشمند است. عدمِ نیاز به تعدیلِ دوز در نارساییِ کلیوی، آملودیپین را در بیمارانِ مبتلا به بیماریِ مزمنِ کلیوی (CKD) با هر سطحِ eGFR گزینهٔ مناسبی میسازد. قطعِ ناگهانیِ دارو در بیمارانِ مبتلا به آنژین میتواند با تشدیدِ علائم همراه شود؛ کاهشِ تدریجیِ دوز توصیه میشود. برای پرفشاریِ خونِ مقاوم، ترکیبِ آملودیپین با مهارکنندهٔ ACE/ARB و دیورتیکِ تیازیدی (رژیمِ سهدارویی) استراتژیِ استاندارد طبقِ راهنماهایِ ESH/ESC و JNC است.
