اختلالات خوردن (Eating Disorders) گروهی از اختلالات روانپزشکی هستند که با رفتارهای ناسازگارانه در قبال غذا، وزن و تصویر بدنی مشخص میشوند و عوارض پزشکی جدی به دنبال دارند. این اختلالات در مقایسه با سایر اختلالات روانپزشکی بالاترین نرخ مرگومیر را دارند؛ از اینرو شناخت دقیق و مداخله زودهنگام برای کادر درمان ضروری است.
۱زمینه و اپیدمیولوژی
سه گونه اصلی شامل آنورکسیا نروزا (Anorexia Nervosa, AN)، بولیمیا نروزا (Bulimia Nervosa, BN) و اختلال پرخوری (Binge Eating Disorder, BED) است. شیوع مادامالعمر AN حدود ۰.۶٪، BN حدود ۱٪ و BED تا ۳.۵٪ در زنان گزارش شده؛ نسبت زن به مرد در AN و BN تقریباً ۱۰:۱ است. اوج بروز در نوجوانی و اوایل جوانی است. AN با نسبت مرگومیر استانداردشده (SMR) تا ۵.۸۶، بالاترین مرگومیر را در بین تمام اختلالات روانپزشکی دارد.
۲اتیولوژی و پاتوفیزیولوژی
مدل سببشناسی چندعاملی است: عوامل ژنتیک (توارثپذیری ۵۰–۸۰٪ در AN)، آسیبپذیری روانشناختی (کمالگرایی، اضطراب، اختلال در پردازش تصویر بدنی) و فشارهای محیطی-فرهنگی با یکدیگر تعامل دارند. در AN، محدودیت کالری درازمدت به اختلال محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-گناد، هایپرکورتیزولمی و کاهش IGF-1 منجر میشود. در BN، اختلال تنظیم سروتونینرژیک و دوپامینرژیک زیربنای چرخه محدودیت-پرخوری-جبران را تشکیل میدهد.
۳تظاهرات بالینی
آنورکسیا نروزا: محدودیت شدید دریافت انرژی، BMI پایین، ترس شدید از افزایش وزن و اختلال در درک از اندام. یافتههای بدنی شامل برادیکاردی، هایپوتانسیون، لانوگو، ادم و آتروفی مغزی برگشتپذیر در موارد مزمن است.
بولیمیا نروزا: دورههای پرخوری با رفتارهای جبرانی تکرارشونده (استفراغ خودالقا، سوءمصرف ملین یا دیورتیک). یافتههای آزمایشگاهی: هایپوکالمی، هایپوکلرمیا، آلکالوز متابولیک. نشانه راسل (پینه روی مفاصل انگشتان از اثر دندان هنگام استفراغ) از نشانههای بالینی مهم است.
اختلال پرخوری: پرخوری مکرر بدون رفتار جبرانی، اغلب با احساس گناه و فقدان کنترل همراه است؛ شیوع بیشتری در گروههای با اضافهوزن و بیماران روانپزشکی دارد.
۴رویکرد تشخیصی و ورکآپ
تشخیص براساس معیارهای DSM-5 است. ورکآپ ابتدایی باید همزمان با ارزیابی روانپزشکی انجام شود:
| آزمایش / اقدام | هدف بالینی |
|---|---|
| CBC، الکترولیتها، BUN/Cr | هایپوکالمی، کمخونی، عملکرد کلیه |
| گلوکز، پروفایل لیپید | پایش متابولیک |
| TSH، T4 | رد هایپوتیروئیدی بهعنوان علت |
| LH، FSH، استرادیول / تستوسترون | اختلال محور گنادی |
| ECG | QTc طولانی، برادیکاردی |
| DEXA Scan | تراکم استخوان (در AN مزمن ≥ ۶ ماه) |
| آلبومین، پرآلبومین | وضعیت تغذیهای |
نکته بالینی: هایپوکالمی همراه با آلکالوز متابولیک هیپوکلرمیک بدون علت مشخص باید بولیمیا نروزا را حتی در غیاب تاریخچه صریح بیمار مطرح کند؛ نشانه راسل و فرسایش مینای دندان را در معاینه جستجو کنید.
۵تشخیصهای افتراقی
- بیماری کرون و سلیاک: کاهش وزن بدون اشتغال ذهنی به وزن یا اندام
- هایپرتیروئیدی: کاهش وزن با تاکیکاردی و بیقراری
- افسردگی ماژور: کاهش اشتها فاقد اختلال تصویر بدنی
- ARFID: اجتناب از غذا بر اساس ترس حسی یا خفگی، نه نگرانی از وزن
- بیماری آدیسون: بیاشتهایی با هایپوناترمی و هایپرپیگمانتاسیون
- اختلال بدشکلی بدنی (BDD): اشتغال ذهنی به ظاهر، اما نه لزوماً محدود به وزن
۶تدبیر درمانی
درمان این اختلالات نیازمند تیم چندتخصصی (روانپزشک، رواندرمانگر، متخصص تغذیه، پزشک داخلی) است. بستری اورژانس در صورت: ضربان قلب < ۴۰/min، QTc ≥ ۴۵۰ ms، BMI < ۱۳.۵، بیثباتی الکترولیتی یا خطر خودکشی.
AN: بازتوانی تغذیهای تدریجی (افزایش ۲۰۰–۳۰۰ kcal/روز) برای پیشگیری از سندرم ریفیدینگ (افت فسفر، پتاسیم و منیزیم) ضروری است. رواندرمانی انتخاب اول CBT-E در بزرگسالان و FBT در نوجوانان است. دارودرمانی: الانزاپین ۲.۵–۱۰ mg/روز در موارد مقاوم با اضطراب شدید مفید است؛ SSRI در AN اثربخشی مستقل ثابتنشده دارد.
BN: رواندرمانی CBT-E کاهش ۵۰–۶۰٪ دورههای پرخوری را نشان داده. دارو: فلوکستین ۶۰ mg/روز (FDA-approved؛ این دوز بالاتر از دوز استاندارد افسردگی ضروری است). توپیرامات در موارد مقاوم اثربخش است اما اثرات جانبی شناختی باید در نظر گرفته شود.
BED: لیزدگزامفتامین (Lisdexamfetamine) ۳۰–۷۰ mg/روز (FDA-approved) به همراه CBT درمان خط اول است.
۷عوارض و پیشآگهی
عوارض AN شامل اوستئوپروز و فراکتور استرسی، آریتمی، نارسایی قلبی و ناباروری است. در BN، آسیب مری (سندرم مالوری-وایس)، فرسایش مینای دندان، هایپرتروفی غده پاروتید و اختلالات الکترولیتی مزمن دیده میشود. پیشآگهی متغیر است: تقریباً ۵۰٪ بیماران AN بهبودی کامل دارند، ۳۰٪ سیر مزمن و ۲۰٪ مرگ یا ناتوانی درازمدت را تجربه میکنند. BN پیشآگهی بهتری دارد (۵۵–۷۰٪ بهبودی پایدار). عوامل پیشآگهی منفی: تشخیص دیررس، بیماری روانپزشکی همراه و حمایت اجتماعی ضعیف.
