زخمهایی که علیرغم مراقبت استاندارد پس از ۱۲ هفته ترمیم نمییابند، تحت عنوان زخم مزمن طبقهبندی میشوند و بار قابلتوجهی از نظر عوارض و هزینه بر سیستم بهداشت تحمیل میکنند. شناخت دقیق مکانیسمهای اختلال ترمیم و تطبیق رویکرد درمانی با اتیولوژی زمینهای، کلید کاهش خطر عوارض تهدیدکنندهای نظیر استئومیلیت و قطع عضو است.
۱زمینه و اپیدمیولوژی
زخم مزمن در ۱ تا ۲ درصد جمعیت کشورهای توسعهیافته شیوع دارد. شایعترین اشکال عبارتند از زخم وریدی پا (venous leg ulcer) با سهم ۵۰ تا ۷۰ درصد موارد، زخم پای دیابتیک (۱۵–۲۵٪)، زخم فشاری (pressure injury) و زخم ایسکمیک شریانی. گروههای پرخطر شامل سالمندان، مبتلایان به دیابت، بیماران با نقص ایمنی و کسانی با بستری یا محدودیت حرکتی طولانیمدت هستند.
۲اتیولوژی و پاتوفیزیولوژی
ترمیم طبیعی زخم از چهار مرحلهٔ پیاپی تشکیل میشود: هموستاز، التهاب، تکثیر و بازسازی. در زخم مزمن، این چرخه در مرحلهٔ التهابی متوقف میشود؛ سطح بالای متالوپروتئینازهای ماتریکس (MMP) کلاژن نوتشکیل را تخریب میکنند، فاکتورهای رشد غیرفعال میشوند و بار میکروبی مزمن محیط ترمیم را مختل میسازد. هایپوپرفیوژن بافتی در زخمهای شریانی و دیابتیک با ایجاد هایپوکسی موضعی، عملکرد فیبروبلاست و ایمنی ذاتی را مهار میکند. هایپرگلیسمی نیز از طریق گلیکوزیلاسیون پروتئینهای ماتریکس و اختلال عملکرد نوتروفیل روند ترمیم را کُند میکند.
۳تظاهرات بالینی
زخم وریدی معمولاً در ناحیهٔ مدیال قوزک ساق با لبههای نامنظم، ترشح سروزی-فیبرینوزی و درمای اطراف لیپودرماتواسکلروتیک تظاهر میکند. زخم شریانی اغلب در انگشتان یا پاشنه، عمیق، به شکل پانچاوت و با لبهٔ مشخص دیده میشود؛ پوست محیطی رنگپریده، سرد و فاقد مو است. زخم پای دیابتیک در نقاط فشار کف پا ایجاد میشود و اغلب بدون درد است. علائم عفونت شامل اریتم پیشرونده، ادم، ترشح چرکی، بوی بد و تب میشود؛ اما در نقص ایمنی و دیابت، تظاهرات کلاسیک ممکن است غایب باشند.
نکته بالینی: در زخم پای دیابتیک بدون درد، فقدان علائم کلاسیک التهاب نباید به معنای رد عفونت تفسیر شود؛ کشت بافتی عمقی به جای سواب سطحی همیشه ارجح است زیرا سواب سطحی تنها فلور کلونیزه را نشان میدهد.
۴رویکرد تشخیصی و ورکآپ
شرح حال باید مدت زخم، بیماریهای زمینهای (دیابت، نارسایی قلبی، بیماری عروق محیطی)، داروها (کورتیکواستروئیدها، داروهای سرکوب ایمنی)، سابقهٔ ترومبوز وریدی عمقی و وضعیت تغذیه را پوشش دهد. در معاینهٔ بالینی، ابعاد، عمق، وضعیت بستر (اسلاف، گرانولاسیون، اپیتلیزاسیون)، کیفیت لبه و ادم اطراف بررسی میشوند.
ورکآپ پایه:
- آزمایشگاه: CBC، CRP یا ESR، HbA1c در دیابت، آلبومین برای ارزیابی وضعیت تغذیه، کشت بافتی عمقی در مشکوک به عفونت.
- تصویربرداری: سونوگرافی داپلر برای ارزیابی جریان وریدی و شریانی؛ شاخص مچی-بازویی (ABI) ≤ ۰.۶ نشانهٔ اختلال شدید شریانی است. در مشکوک به استئومیلیت، MRI نسبت به رادیوگرافی ساده حساسیت بهمراتب بالاتری دارد.
۵تشخیصهای افتراقی
| ویژگی | زخم وریدی | زخم شریانی | زخم دیابتیک | زخم فشاری |
|---|---|---|---|---|
| محل شایع | مدیال قوزک | انگشتان/پاشنه | نقاط فشار کف پا | برجستگیهای استخوانی |
| درد | خفیف تا متوسط | اغلب شدید | معمولاً بدون درد | متغیر |
| لبه | نامنظم | مشخص، پانچاوت | کالوس اطراف | متغیر |
| ترشح | زیاد، سروز | کم | کم تا متوسط | متوسط |
| ABI | طبیعی (> ۰.۸) | پایین (< ۰.۶) | ممکن است طبیعی | متغیر |
۶تدبیر درمانی
چارچوب TIME رویکرد استاندارد مدیریت زخم مزمن را سازماندهی میکند:
- T – Tissue (بافت): دبریدمان مکانیکی، اتولیتیک یا جراحی برای حذف بافت نکروتیک و اسلاف؛ هدف، دستیابی به بستر زخم خونریزیدهنده و فعال است.
- I – Infection (کنترل عفونت): در کلونیزاسیون سطحی، پانسمانهای حاوی نقره کافی است. در عفونت عمقی بافت نرم، رژیم تجربی اولیه آموکسیسیلین-کلاوولانات ۸۷۵/۱۲۵ mg خوراکی هر ۱۲ ساعت است؛ در عفونت شدید یا مشکوک به MRSA، وانکومایسین IV به علاوه پیپراسیلین-تازوباکتام IV توصیه میشود تا جواب کشت.
- M – Moisture (تعادل رطوبت): هیدروکلوئید برای زخم خشک، آلژینات و فوم برای زخم پرترشح انتخاب میشوند.
- E – Edge (لبه): در زخمهایی که با رویکرد TIME پیشرفت ندارند، درمانهای پیشرفته نظیر فشار منفی (NPWT)، پانسمانهای سلولی یا پیوند پوستی مطرح میشوند.
کمپرسیون ۳۰–۴۰ mmHg در زخم وریدی پایهٔ درمان است (کانترااندیکاسیون: ABI < ۰.۶). آفلودینگ با گچ تماس کامل (TCC) یا کفشهای طبی در زخم پای دیابتیک الزامی است، چرا که کاهش فشار موضعی پیششرط ترمیم است.
۷عوارض و پیشآگهی
جدیترین عوارض شامل استئومیلیت، سلولیت پیشرونده، سپسیس و قطع عضو است. زخم وریدی با مدیریت مناسب در اغلب موارد ظرف ۶ تا ۱۲ ماه ترمیم مییابد، اما نرخ عود تا ۷۰ درصد گزارش شده است. زخم پای دیابتیک با ABI < ۰.۵، درگیری عمقی (Wagner ≥ ۳) یا ایسکمی همزمان پیشآگهی ترمیم ضعیفتری دارد و احتمال قطع عضو را بهطور معناداری افزایش میدهد. کنترل دقیق بیماریهای زمینهای، تأمین تغذیهٔ مطلوب و پایش منظم زخم عوامل اصلی تعیینکنندهٔ سرانجام درمان هستند.
