متوپرولول یک بتابلوکر کاردیوسلکتیو (انتخابی بتا-۱ آدرنرژیک) است که در درمان طیف گستردهای از بیماریهای قلبیعروقی از جمله فشارخون، نارسایی قلبی مزمن، آنژین و آریتمی بهکار میرود. این دارو به دو فرم نمک تارتارات (IR) و سوکسینات (ER) در دسترس است. گستردگی اندیکاسیونها، پروفایل ایمنی شناختهشده و شواهد بالینی محکم، متوپرولول را به یکی از پرمصرفترین داروها در فارماکوتراپی قلبیعروقی تبدیل کرده است.
۱معرفی و دسته دارویی
متوپرولول از دسته آنتاگونیستهای انتخابی گیرنده بتا-۱ آدرنرژیک (بتابلوکرهای کاردیوسلکتیو) است. مکانیسم اصلی آن مهار رقابتی اثر کاتکولامینها (اپینفرین و نوراپینفرین) بر گیرندههای بتا-۱ در میوکارد، گره سینوسی و گره دهلیزیبطنی (AV node) است. حاصل این مهار، کاهش ضربان قلب (کرونوتروپی منفی)، کاهش نیروی انقباضی (اینوتروپی منفی) و کندشدن هدایت AV (دروموتروپی منفی) است که مجموعاً مصرف اکسیژن میوکارد را میکاهد.
در دوزهای معمول، این دارو انتخاب نسبی برای گیرندههای بتا-۱ دارد و گیرندههای بتا-۲ (در برونشها و عروق محیطی) را کمتر تحت تأثیر قرار میدهد؛ اما این انتخابیت با افزایش دوز کاهش مییابد. متوپرولول همچنین از طریق مهار ترشح رنین از کلیه، سیستم رنینآنژیوتانسین را تعدیل میکند و در کاهش فشارخون نقش دارد.
دو فرم دارویی از نظر بالینی معادل نیستند: متوپرولول تارتارات با نیمهعمر ۳–۷ ساعت نیاز به مصرف دو تا سهبار در روز دارد، در حالی که متوپرولول سوکسینات با رهش تدریجی اثر مؤثر ۲۴ ساعته دارد و یکبار در روز مصرف میشود. تنها فرم سوکسینات در HFrEF با کاهش مرگومیر در کارآزماییهای بالینی بزرگ همراه بوده است.
۲موارد مصرف
اندیکاسیونهای تأییدشده متوپرولول متنوع است. در فشارخون بهعنوان یکی از گزینههای خط اول، بهویژه در بیمارانی که همزمان بیماری ایسکمیک قلبی یا نارسایی قلبی دارند، استفاده میشود. در نارسایی قلبی مزمن با کسر جهشی کاهشیافته (HFrEF)، متوپرولول سوکسینات شواهد کلاس I-A برای کاهش مرگومیر، بستری مجدد و بهبود علائم دارد. در آنژین پایدار مزمن، با کاهش نیاز اکسیژن میوکارد، دفعات و شدت حملات کاهش مییابد. در انفارکتوس حاد میوکارد (AMI)، هم در فاز حاد بهصورت IV و هم در پیشگیری ثانوی بهصورت PO مؤثر است.
از دیگر اندیکاسیونها میتوان به کنترل ریتم بطنی در فیبریلاسیون دهلیزی (AFib)، درمان تاکیکاردی فوقبطنی (SVT)، پیشگیری از میگرن (بهویژه در حضور بیماری زمینهای قلبی) و کنترل علائم آدرنرژیک در تیروتوکسیکوز تا اثرگذاری درمان اصلی اشاره کرد.
۳دوز و نحوه مصرف
| اندیکاسیون | دوز شروع | دوز هدف / معمول | ملاحظات |
|---|---|---|---|
| فشارخون (تارتارات) | 25–50 mg PO دوبار روزانه | 100–400 mg/day | تیتراسیون هفتگی |
| فشارخون (سوکسینات) | 25–50 mg PO یکبار روزانه | 50–200 mg/day | |
| HFrEF (سوکسینات) | 12.5–25 mg PO یکبار روزانه | حداکثر 200 mg/day | تیتراسیون هر ۲–۴ هفته؛ فقط در فاز پایدار |
| آنژین پایدار | 50 mg PO دوبار روزانه | 100–400 mg/day | |
| AMI — فاز حاد | 5 mg IV هر ۲ دقیقه × ۳ دوز | 50 mg PO هر ۶ ساعت | پایش مداوم قلبی |
| کنترل ریتم AFib | 2.5–5 mg IV آهسته | 25–100 mg PO دوبار روزانه | |
| پیشگیری از میگرن | 50 mg PO دوبار روزانه | 100–200 mg/day |
متوپرولول عمدتاً توسط CYP2D6 در کبد متابولیزه میشود؛ در نارسایی شدید کبدی (Child-Pugh C) کاهش دوز لازم است. در نارسایی کلیوی، حتی با eGFR پایین، تعدیل دوز مشخصی توصیه نمیشود، اما پایش دقیقتر مطلوب است.
۴موارد منع مصرف و احتیاط
موارد منع مصرف مطلق عبارتند از: برادیکاردی علامتدار یا ضربان زیر ۴۵ bpm، سندروم سینوس بیمار (sick sinus syndrome) بدون ضربانساز دائم، بلوک AV درجه دوم (Mobitz II) و درجه سوم بدون ضربانساز دائم، نارسایی جبراننشده قلبی نیازمند داروهای اینوتروپ IV، شوک قلبی و هیپرسنسیتیویتی به متوپرولول یا سایر بتابلوکرها.
احتیاطات بالینی مهم شامل آسم و COPD (خطر برونکواسپاسم در دوزهای بالا)، دیابت شیرین (مهار علائم آدرنرژیک هیپوگلیسمی به جز تعریق)، بیماری عروق محیطی شدید، پسوریازیس (احتمال تشدید پوستی) و افسردگی شدید است.
در بارداری، متوپرولول از جفت عبور میکند و با محدودیت رشد داخل رحمی (IUGR) و برادیکاردی نوزادی مرتبط است. در صورت اندیکاسیون قوی (فشارخون شدید، HFrEF) با پایش دقیق جنینی قابل استفاده است. در شیردهی دارو در شیر مادر ترشح میشود؛ احتیاط توصیه میشود و در صورت امکان باید جایگزین مناسب در نظر گرفت.
۵عوارض جانبی
شایعترین عارضه خستگی و بیحالی است که معمولاً در هفتههای اول درمان بروز میکند و اغلب با ادامه درمان کاهش مییابد. برادیکاردی و افت فشارخون، بهویژه پس از شروع یا تیتراسیون دوز، قابل توجه است. سردی اندامهای انتهایی در بسیاری از بیماران رخ میدهد و ناشی از کاهش برونده قلبی و انقباض عروق محیطی است. سرگیجه، بهویژه در تغییر وضعیت، نیز از عوارض شایع ابتدایی محسوب میشود.
از عوارض کمتر شایع اما بالینی مهم، اختلالات خواب، کابوسهای شبانه و گاه افسردگی است که به خاصیت لیپوفیلیک نسبی متوپرولول و اثر آن بر سیستم عصبی مرکزی مرتبط است. اختلال عملکرد جنسی در مردان گزارش شده است. در بیماران مستعد (مبتلا به آسم)، حتی دوزهای پایین ممکن است برونکواسپاسم ایجاد کنند. مهمترین عارضه متابولیک، ماسکشدن علائم هیپوگلیسمی در بیماران دیابتی است؛ در این وضعیت تاکیکاردی، لرزش و اضطراب مهار میشوند و تنها تعریق باقی میماند که میتواند تشخیص دیررس را به همراه داشته باشد.
۶تداخلات دارویی مهم
ترکیب متوپرولول با وراپامیل یا دیلتیازم (بلوکرهای کانال کلسیم غیردیهیدروپیریدینی) خطر جدی برادیکاردی، بلوک AV و نارسایی قلبی دارد؛ بهویژه در فرم IV باید از این ترکیب پرهیز شود. دیگوکسین نیز از طریق اثر همافزا بر گره AV برادیکاردی را تشدید میکند. آمیودارون با مهار CYP2D6 سطح پلاسمایی متوپرولول را افزایش میدهد و همزمان برادیکاردی افزوده ایجاد میکند.
مهارکنندههای قوی CYP2D6 از جمله فلوکستین، پاروکستین، کینیدین و سیمتیدین میتوانند سطح پلاسمایی متوپرولول را چند برابر افزایش دهند و کاهش دوز را ضروری سازند. NSAIDs (ایبوپروفن، ایندومتاسین) اثر ضدفشارخونی را از طریق احتباس سدیم و مایع کاهش میدهند. قطع ناگهانی کلونیدین در بیماران دریافتکننده بتابلوکر میتواند منجر به فشارخون برگشتی شدید شود. در صورت استفاده همزمان با انسولین یا داروهای خوراکی ضددیابت، پایش دقیقتر قند خون توصیه میشود زیرا علائم هشداردهنده هیپوگلیسمی مهار میشوند.
۷نکات بالینی و پایش
پایش فشارخون و ضربان قلب در ابتدای درمان و پس از هر مرحله تیتراسیون ضروری است. ضربان هدف در آنژین ۵۵–۶۰ bpm و در HFrEF حدود ۵۵–۶۵ bpm در استراحت است. در HFrEF، متوپرولول سوکسینات باید تنها در فاز پایدار و با دوز بسیار پایین شروع شود و هر ۲–۴ هفته یکبار دو برابر گردد؛ شروع درمان در فاز جبراننشده میتواند وضعیت را تشدید کند.
در تزریق IV برای AMI یا کنترل آریتمی، پایش مداوم قلبی (cardiac monitoring) و اندازهگیری متناوب فشارخون در تمام طول تزریق الزامی است. در بیماران با بیماری زمینهای کبدی، ارزیابی عملکرد کبدی پیش از شروع و در طول درمان توصیه میشود. در بیمارانی که همزمان از مهارکنندههای قوی CYP2D6 (مانند فلوکستین یا پاروکستین) استفاده میکنند، کاهش دوز اولیه متوپرولول و پایش دقیقتر ضروری است.
نکته بالینی: متوپرولول را هرگز بهطور ناگهانی قطع نکنید، بهویژه در بیماران مبتلا به بیماری ایسکمیک قلبی. قطع ناگهانی میتواند موجب سندروم ترک با تاکیکاردی برگشتی، تشدید آنژین، و در موارد شدید انفارکتوس حاد میوکارد شود. دوز باید در طی ۱–۲ هفته بهتدریج کاهش یابد.
