تاکیکاردی فوقبطنی (SVT) طیفی از آریتمیهای قلبی است که منشأشان بالاتر از بطنها — در دهلیز یا گره دهلیزی-بطنی — قرار دارد و با ضربان قلب بیش از ۱۰۰ ضربه در دقیقه تظاهر میکند. این آریتمیها اغلب در غیاب بیماری ساختاری قلبی دیده میشوند، اما ارزیابی دقیق و درمان بهموقع برای جلوگیری از عوارض و بهبود کیفیت زندگی بیمار ضروری است.
۱زمینه و اپیدمیولوژی
SVT شایعترین آریتمی نیازمند بررسی اورژانسی پس از فیبریلاسیون دهلیزی است. شیوع آن در جمعیت عمومی حدود ۲.۲۵ در هزار نفر و بروز سالانه ۳۵ در صد هزار نفر برآورد شده است. شایعترین نوع، تاکیکاردی بازگشتی گره AV (AVNRT) است که تقریباً ۶۰٪ موارد را در بر میگیرد و در زنان جوان شیوع بیشتری دارد. تاکیکاردی بازگشتی دهلیزی-بطنی (AVRT) مرتبط با مسیر اضافی — از جمله سندرم WPW — در رده بعدی قرار دارد. تاکیکاردی دهلیزی کانونی و فلوتر دهلیزی نیز در این طبقهبندی جای میگیرند.
۲اتیولوژی و پاتوفیزیولوژی
مکانیسم غالب در SVT ریانتری (re-entry) است: دو مسیر با سرعت هدایت و دوره نسوج متفاوت — یکی کند، یکی تند — چرخش مداوم موج الکتریکی را ممکن میسازند. در AVNRT هر دو مسیر درون گره AV هستند؛ در AVRT مسیر اضافی خارج از سیستم هدایتی نقش یک بازوی مدار را دارد. اتوماتیسیته غیرطبیعی و فعالیت تریگر شده مکانیسمهای کمتر شایع در تاکیکاردی دهلیزی کانونی هستند.
عوامل محرک شامل کافئین، الکل، خستگی، استرس، هایپرتیروئیدیسم، الکترولیت ایمبالانس (هایپوکالمی، هایپومنیزمی)، و داروهایی مانند دیگوکسین یا سمپاتومیمتیکها هستند. بیماری زمینهای قلبی عامل ضروری نیست اما بروز SVT را تسهیل میکند.
۳تظاهرات بالینی
شروع ناگهانی و پایان ناگهانی از ویژگیهای کلاسیک SVT است. بیمار معمولاً از طپش قلب سریع و منظم شکایت میکند. سایر تظاهرات شامل تنگی نفس خفیف تا متوسط، سرگیجه یا پیشسنکوپ در ابتدای اپیزود، و درد یا فشار قفسه سینه هستند. احساس «تپش گردنی» — موسوم به frog sign — به دلیل انقباض دهلیز در برابر دریچههای بسته رخ میدهد و تشخیص را به AVNRT سوق میدهد. سنکوپ واقعی نادر است اما در WPW با هدایت سریع مسیر اضافی باید جدی تلقی شود.
۴رویکرد تشخیصی و ورکآپ
ثبت ECG ۱۲ اشتقاقی در حین اپیزود پایه تشخیص است. ریتم منظم با QRS باریک (< ۱۲۰ ms) اکثر SVTها را شامل میشود. موج P رتروگرید پنهان در QRS یا بلافاصله پس از آن نشانه AVNRT است؛ فاصله RP کوتاه (< ۷۰ ms) به سمت AVNRT و فاصله RP بلند به سمت تاکیکاردی دهلیزی راهنمایی میکند.
نکته بالینی: ثبت ECG حین تزریق آدنوزین اطلاعات تشخیصی ارزشمندی میدهد — پایداری تاکیکاردی با بلوک گذرای AV احتمال تاکیکاردی دهلیزی را مطرح میکند، در حالی که قطع ناگهانی آن به AVNRT یا AVRT اشاره دارد.
ورکآپ پایه شامل اکوکاردیوگرافی برای رد بیماری ساختاری، TSH، الکترولیتها، و CBC است. هولتر ۲۴ تا ۴۸ ساعته یا ایونت مانیتور برای اپیزودهای اتفاقی توصیه میشود.
۵تشخیصهای افتراقی
| نوع آریتمی | QRS | موج P | نکته افتراقی |
|---|---|---|---|
| AVNRT | باریک | پنهان در QRS یا رتروگرید فوری | شایعترین؛ زنان جوان؛ frog sign |
| AVRT (WPW) | باریک (آنتیدرومیک: پهن) | رتروگرید دیرهنگام | دلتا ویو در ریتم سینوس |
| تاکیکاردی دهلیزی | باریک | قبل از QRS، P غیرطبیعی | پایدار با بلوک AV |
| فلوتر دهلیزی | باریک | موج ارهای، هدایت ۲:۱ | ضربان ~۱۵۰/دقیقه |
| تاکیکاردی بطنی | پهن | تفکیک AV | اورژانس بالینی |
۶تدبیر درمانی
مرحله حاد
ابتدا مانور واگال انجام شود؛ ولسالوا اصلاحشده (Modified Valsalva) — ۱۵ ثانیه تلاش برای بازدم در برابر مقاومت، سپس وضعیت خوابیده با پای بالا — موثرترین مانور با نرخ موفقیت ~۴۳٪ است. در صورت عدم پاسخ:
آدنوزین: داروی اول انتخاب؛ ۶ mg IV بولوس سریع + فلاش ۲۰ ml نرمال سالین؛ در صورت عدم پاسخ پس از ۱ تا ۲ دقیقه ۱۲ mg (حداکثر ۱۸ mg). در آسم برونشیال شدید با احتیاط استفاده شود.
وراپامیل یا دیلتیازم: آلترناتیو در پایداری همودینامیک؛ وراپامیل ۵–۱۰ mg IV آهسته طی ۲ دقیقه، قابل تکرار تا ۳۰ mg. در WPW با پهنکمپلکس کنتراندیکه است.
کاردیوورژن سینکشده: در ناپایداری همودینامیک (هایپوتانسیون، کاهش هوشیاری)؛ شروع با ۵۰–۱۰۰ ژول.
درمان طولانیمدت
ابلیشن کاتتری با امواج رادیویی درمان انتخابی برای AVNRT و AVRT است؛ نرخ موفقیت بیش از ۹۵٪ و عود کمتر از ۵٪. برای بیمارانی که کاندیدا نیستند یا ابلیشن نمیخواهند، بتابلاکر یا وراپامیل خوراکی برای پروفیلاکسی توصیه میشود.
۷عوارض و پیشآگهی
در غیاب بیماری زمینهای قلبی، SVT پروگنوز خوبی دارد. با این حال اپیزودهای طولانی و مکرر میتوانند به کاردیومیوپاتی ناشی از تاکیکاردی منجر شوند که با درمان موثر برگشتپذیر است. خطرناکترین سناریو WPW با هدایت سریع مسیر اضافی در فیبریلاسیون دهلیزی است که میتواند به فیبریلاسیون بطنی و مرگ ناگهانی منتهی شود و ارزیابی الکتروفیزیولوژیک فوری را اجباری میکند. ابلیشن موفق در اکثر موارد به پایان دائمی اپیزودها و بازگشت کامل به زندگی عادی منجر میشود.
