مدیک‌پدیامدیک‌پدیادانشنامهٔ بالینی
۱زمینه و اپیدمیولوژی۲اتیولوژی و پاتوفیزیولوژی۳تظاهرات بالینی۴رویکرد تشخیصی و ورک‌آپ۵تشخیص‌های افتراقی۶تدبیر درمانی۷عوارض و پیش‌آگهی
بیماری

دیسپلازی رشدی هیپ؛ تشخیص و درمان

دیسپلازی رشدی هیپ شایع‌ترین اختلالِ ارتوپدیِ نوزادان است که تشخیصِ زودهنگام و درمانِ به‌موقع با هارنسِ پاولیک نتیجه‌ای نزدیک به طبیعی به همراه می‌آورد

۴ دقیقه مطالعه به‌روزرسانی: ۵ مرداد ۱۴۰۵اطفال و نوزادان
نوزاد پوشیده با بریس ابداکشن هیپ برای درمان دیسپلازی رشدی هیپ

دیسپلازی رشدیِ هیپ (Developmental Dysplasia of the Hip — DDH) طیفی از اختلالاتِ رشدِ مفصلِ هیپ را دربرمی‌گیرد که از ناپایداریِ خفیف تا دررفتگیِ کامل متغیر است. تشخیصِ زودهنگام در دورهٔ نوزادی و شیرخوارگی نتیجهٔ درمانی را به‌شکلِ چشمگیری بهبود می‌بخشد؛ تأخیر در تشخیص می‌تواند به آرتروزِ زودرس و نقصِ دائمیِ عملکردِ مفصل منجر شود.

۱زمینه و اپیدمیولوژی

DDH یکی از شایع‌ترین اختلالاتِ ارتوپدیِ دورانِ نوزادی است. شیوعِ کلی حدود ۱ تا ۳ درصد تولدهای زنده گزارش شده، اما دررفتگیِ واقعی (true dislocation) در حدود ۱ تا ۱.۵ نفر در هر ۱۰۰۰ تولدِ زنده رخ می‌دهد. سمتِ چپ در ۶۰٪ موارد درگیر است و درگیریِ دوطرفه در ۲۰٪ دیده می‌شود. دختران به نسبتِ ۴ تا ۸ برابر بیشتر از پسران مبتلا می‌شوند. نژادِ سفیدپوست و سرخپوستانِ بومیِ آمریکا شیوعِ بالاتری نسبت به سایرِ گروه‌ها دارند.

۲اتیولوژی و پاتوفیزیولوژی

DDH ماهیتِ چندعاملی دارد. عواملِ مکانیکی — نظیرِ وضعیتِ بریچ (breech presentation)، اولین فرزند، و کاهشِ مایعِ آمنیوتیک (oligohydramnios) — با محدودکردنِ دامنهٔ حرکتِ جنین، سرِ فمور را مستعدِ جابه‌جایی می‌کنند. در اواخرِ بارداری، ریلاکسینِ مادری لیگامان‌های هیپ را شل‌تر می‌کند و این امر ناپایداری را تشدید می‌کند. از نظرِ پاتولوژیک، سرِ فمور به‌جای تماسِ مناسب با استابولوم، به سمتِ خلف-فوقانی جابه‌جا می‌شود؛ در نبودِ تحریکِ مکانیکیِ طبیعی، هر دو استابولوم و سرِ فمور کم‌رشد می‌مانند.

عواملِ خطر عبارتند از: سابقهٔ خانوادگیِ درجهٔ اول (خطرِ ۱۲٪)، وضعیتِ بریچ (خطرِ ۲-۳ برابر)، فرزندِ اول، جنسِ مونث، بدشکلیِ همزمانِ پا (metatarsus adductus، پای چنبر)، و تورتیکولیِ مادرزادی.

۳تظاهرات بالینی

در نوزاد، یافتهٔ اصلی ناپایداریِ مفصل است. کاهشِ ابداکشنِ هیپ (به‌ویژه یک‌طرفه)، عدمِ تقارنِ چینِ ران، و اختلافِ طولِ پاها (علامتِ Allis) از نشانه‌هایِ مهم‌اند. در کودکِ راه‌رونده، لنگشِ Trendelenburg (افتادنِ لگن به سمتِ مخالف در هنگامِ تکیه بر پایِ مبتلا) و گامِ وادلینگ (waddle gait) در دررفتگیِ دوطرفه نمایِ بالینیِ مشخصی ایجاد می‌کنند. لوردوزِ کمری برجسته و ظاهرِ غیرِ طبیعیِ گلوتئال نیز دیده می‌شوند.

۴رویکرد تشخیصی و ورک‌آپ

معاینهٔ بالینی بر دو آزمونِ اصلی استوار است. آزمونِ Ortolani: هیپِ فلکس و اداکت، سپس ابداکشنِ ملایم؛ کلیکِ قابلِ لمس (clunk) هنگامِ بازگشتِ سرِ فمور به استابولوم مثبت است. آزمونِ Barlow: هیپِ فلکس ۹۰°، سپس فشارِ خلفی؛ خروجِ سرِ فمور مثبت است. هر دو آزمون در هفته‌های اولِ زندگی حساسیتِ بالایی دارند.

نکته بالینی: آزمون‌های Ortolani/Barlow بعد از ۳ ماهگی قابلیتِ اطمینانِ کمتری دارند زیرا عضلاتِ اطراف سفت‌تر می‌شوند؛ در این سن محدودیتِ ابداکشن و اختلافِ طولِ پا مهم‌ترین علائمِ بالینی هستند.

تصویربرداری بر اساسِ سن انتخاب می‌شود:

سنروشِ انتخابینکته
< ۴ ماهسونوگرافیِ هیپاستانداردِ طلایی؛ غضروفِ رشدی رادیولوسنت است
≥ ۴–۶ ماهرادیوگرافیِ AP لگنهستهٔ اپی‌فیز قابلِ ارزیابی می‌شود
موارد پیچیدهMRI / آرتروگرافیبررسیِ موانعِ بافتِ نرم در رداکشن

معیارِ سونوگرافیکِ Graf: تایپ Ia/Ib طبیعی است؛ تایپ IIa در کمترِ ۳ ماهگی رشدِ فیزیولوژیک به‌شمار می‌رود؛ تایپ IIb به بالا نیازمندِ پیگیری یا درمان است.

۵تشخیص‌های افتراقی

تشخیصویژگیِ تمایزدهنده
آرتریتِ سپتیکِ هیپتب، افزایشِ CRP/ESR، دردِ حاد، افیوژنِ مفصلی در سونوگرافی
لیزِ اپی‌فیزِ سرِ فمور (SCFE)نوجوانانِ چاق، دردِ کشاله‌ران، یافتهٔ مشخصِ رادیوگرافیک
بیماریِ پرتِسکودکِ ۴-۸ ساله، لنگش، نکروزِ آواسکولار در رادیوگرافی
میوپاتیِ مادرزادیهیپوتونیِ منتشر، ضعفِ عضلانیِ عمومی
هیپِ اسپاستیکسابقهٔ آسیبِ عصبیِ مرکزی، فلجِ مغزی

۶تدبیر درمانی

اصلِ کلی، کاهشِ زودهنگام (reduction) و نگه‌داشتنِ سرِ فمور در وضعیتِ پایدارِ فلکشن-ابداکشن است تا رشدِ طبیعیِ استابولوم فراهم شود.

  • ۰–۶ ماه: دستگاهِ پاولیک (Pavlik harness) — خطِ اول. هیپ را در حدودِ ۱۰۰° فلکشن و ۴۰-۵۰° ابداکشن نگه می‌دارد. میزانِ موفقیت در دررفتگیِ خفیف تا متوسط ۹۵٪ است. مدتِ درمان معمولاً ۶ تا ۱۲ هفته پس از تأییدِ رداکشن با سونوگرافی است. اگر پس از ۳-۴ هفته رداکشن حاصل نشود باید متوقف شود تا از نکروزِ آواسکولار جلوگیری شود.
  • ۶–۱۸ ماه: در صورتِ شکستِ هارنس، رداکشنِ بسته (closed reduction) زیرِ بیهوشیِ عمومی با آرتروگرافیِ همزمان و گذاشتنِ گچِ اسپایکا.
  • ۱۸ ماه تا ۴-۵ سال: رداکشنِ باز (open reduction) با یا بدونِ استئوتومیِ تصحیحی (Salter، Pemberton).
  • کودکِ بزرگ‌تر (> ۵-۶ سال): تصمیم فردمحور؛ ترکیبِ استئوتومیِ لگن و فمور در موارد انتخابی.

۷عوارض و پیش‌آگهی

شایع‌ترین عارضهٔ درمان نکروزِ آواسکولارِ سرِ فمور (AVN) است که از فشارِ بیش از حد یا وضعیتِ اجباریِ ابداکشن ناشی می‌شود؛ در ۵ تا ۱۵٪ موارد تحتِ درمانِ هارنس و بیشتر در رداکشنِ جراحی گزارش شده است. دیسپلازیِ باقیمانده (residual dysplasia) و شکستِ رداکشن نیز عوارضِ شناخته‌شده‌اند.

پیش‌آگهی مستقیماً به سنِ تشخیص وابسته است: درمانِ زیرِ ۶ ماهگی در اکثرِ موارد به نتیجهٔ طبیعی یا نزدیک به طبیعی می‌انجامد. تأخیر تا بعد از ۲ سالگی خطرِ آرتروزِ زودرسِ هیپ و نیاز به جراحیِ تکمیلی را به‌طورِ معناداری افزایش می‌دهد. غربالگریِ سونوگرافیک در ۶ هفتگی برای کودکانِ پرخطر (وضعیتِ بریچ، سابقهٔ خانوادگی) در اکثرِ راهنماهای بالینی توصیه می‌شود.

پرسش‌های بالینیِ پرتکرار

بهترین سن برای شروعِ درمانِ DDH با هارنسِ پاولیک چه زمانی است؟
درمانِ ایده‌آل زیرِ ۶ ماهگی است. میزانِ موفقیت در این بازه ۹۵٪ است؛ پس از ۶ ماهگی معمولاً به رداکشنِ بسته یا جراحی نیاز می‌شود
چرا آزمون‌های Ortolani و Barlow در کودکِ بالای ۳ ماه قابلِ اعتماد نیستند؟
عضلاتِ اطرافِ هیپ با افزایشِ سن سفت‌تر می‌شوند و کلیکِ مشخصه دیگر قابلِ احساس نیست؛ در این سن محدودیتِ ابداکشن و اختلافِ طولِ پا ملاکِ اصلیِ معاینه‌اند
چه کودکانی باید سونوگرافیِ غربالگریِ هیپ در ۶ هفتگی انجام دهند؟
کودکانِ پرخطر: وضعیتِ بریچ در بارداری، سابقهٔ DDH در بستگانِ درجهٔ اول، و وجودِ بدشکلیِ همزمانِ پا یا تورتیکولیِ مادرزادی
مطالبِ اینجا آموزشی و برگرفته از منابع‌اند و جای قضاوتِ بالینی، گایدلاینِ رسمی یا ویزیتِ پزشک را نمی‌گیرند؛ تصمیمِ نهایی همیشه با شرایطِ همان بیمار و منبعِ اصلی است.