پروستاتیت یکی از شایعترین مشکلات اورولوژیک در مردان است و تقریباً ۲۵ درصد از ویزیتهای اورولوژی را در گروه سنی زیر ۵۰ سال به خود اختصاص میدهد. طیف بالینی آن از یک عفونت باکتریایی حاد با تب و لرز تا یک سندرم درد مزمن لگنی بدون شواهد عفونی گسترش دارد. تشخیص دقیق زیرگروه، پایه انتخاب درمان است و اشتباه در این مرحله به درمان ناکارآمد یا طولانیمدت میانجامد.
۱زمینه و اپیدمیولوژی
سیستم طبقهبندی NIH چهار زیرگروه را تعریف میکند: Type I (باکتریایی حاد)، Type II (باکتریایی مزمن)، Type III یا CPPS (سندرم درد مزمن لگنی، Chronic Pelvic Pain Syndrome)، و Type IV (التهابی بدون علامت). شیوع کلی در مردان حدود ۸ تا ۱۰ درصد تخمین زده میشود. CPPS با سهم ۹۰ تا ۹۵ درصد از کل موارد، شایعترین زیرگروه است. Type I نادر اما بالقوه کشنده است، در حالی که Type IV اغلب بهطور اتفاقی در بیوپسی یا ورکآپ ناباروری کشف میشود.
۲اتیولوژی و پاتوفیزیولوژی
در Type I و II، E. coli عامل اصلی است (حدود ۸۰ درصد موارد)؛ Klebsiella، Proteus، Enterococcus و Pseudomonas در موارد باقیمانده دیده میشوند. مسیر عفونت اغلب از طریق رفلاکس ادرار به مجاری پروستاتیک یا انتشار لنفاتیک از رکتوم است؛ همین رفلاکس درونغدی نقشی محوری در پاتوژنز دارد.
در Type III، اتیولوژی چندعاملی است: التهاب عصبی، اختلال تنظیم ایمنی، دیسفانکشن عضلات کف لگن، و احتمالاً عوامل عفونی پنهان مانند Chlamydia یا Ureaplasma در کنار یکدیگر مطرحاند. این پیچیدگی پاتوفیزیولوژیک توضیح میدهد که چرا پاسخ به آنتیبیوتیک در CPPS ناقص و متغیر است.
۳تظاهرات بالینی
Type I: شروع حاد با تب بالا، لرز، درد پرینه یا کمر، دیسوری، تکرار ادرار، و گاهی احتباس ادراری. پروستات در معاینه رکتال (DRE) بسیار حساس، متورم و گرم است.
Type II: دورههای مکرر عفونت ادراری با همان ارگانیسم، همراه با درد خفیف لگنی یا پرینهای، و گاهی ترشح ادرار.
Type III: درد مزمن (≥ ۳ ماه) در پرینه، کیسه بیضه، کشاله ران یا آلت تناسلی، همراه با علائم ادراری تحتانی (LUTS) و اغلب اختلال عملکرد جنسی. تب وجود ندارد.
نکته بالینی: در Type I، ماساژ پروستات برای اهداف تشخیصی مطلقاً منع دارد — خطر باکتریمی و سپسیس جدی است.
۴رویکرد تشخیصی و ورکآپ
در پروستاتیت حاد، آنالیز ادرار و کشت ادرار میانجریان (MSU) کافی است. CBC، CRP، و کشت خون در بیماران با تب بالا یا نمای سپتیک ضروریاند؛ DRE ملایم برای تایید تورم پروستات انجام میشود.
در پروستاتیت مزمن، تست دو-لیوان (pre/post-massage test) جایگزین عملی تست چهار-لیوان Meares-Stamey است: نمونه ادرار قبل و بعد از ماساژ ملایم پروستات کشت میشوند. PSA در Type I اغلب بهطور قابلتوجهی بالا میرود اما اختصاصی نیست و باید پس از درمان مجدداً ارزیابی شود. سونوگرافی TRUS یا CT در صورت شک به آبسه پروستاتیک ضروری است.
۵تشخیصهای افتراقی
| تشخیص | ویژگیهای متمایز |
|---|---|
| اورتریت / STI | ترشح مجرا، پنجره تماس جنسی مثبت |
| اپیدیدیمیت | درد اسکروتال موضعی، Prehn sign مثبت |
| سنگ ادراری | کولیک حاد، هماچوری، تصویربرداری |
| هایپرپلازی خوشخیم پروستات | LUTS بدون درد، سن بالاتر |
| سرطان پروستات | PSA پایدار بالا پس از درمان، بیوپسی |
| سندرم درد میوفاشیال کف لگن | بدون عفونت، اسپاسم عضلانی در معاینه |
۶تدبیر درمانی
Type I (پروستاتیت باکتریایی حاد):
بستری در موارد سپسیس، احتباس ادراری، یا بیماری زمینهای وخیم. فلوروکینولون وریدی (سیپروفلوکساسین ۴۰۰ mg IV هر ۱۲ ساعت) تا بهبودی بالینی، سپس تبدیل به خوراکی؛ مدت کل ۲ تا ۴ هفته. در احتباس ادراری، کاتتر سوپراپوبیک ترجیح دارد و کاتتر ترانساورترال توصیه نمیشود.
Type II (پروستاتیت باکتریایی مزمن):
فلوروکینولون خوراکی — سیپروفلوکساسین ۵۰۰ mg دو بار در روز یا لووفلوکساسین ۵۰۰ mg روزانه — به مدت ۴ تا ۶ هفته. در صورت عود با همان ارگانیسم، ادامه درمان تا ۱۲ هفته.
Type III (CPPS):
رویکرد چندوجهی توصیه میشود. دوره اول آنتیبیوتیک (۴ تا ۶ هفته) حتی بدون کشت مثبت در مرحله اول آزمایشی توجیه دارد. آلفابلاکرها (تامسولوسین ۰.۴ mg روزانه) برای LUTS به مدت ۱۲ تا ۱۶ هفته، NSAID برای کنترل درد، و فیزیوتراپی کف لگن در موارد مقاوم موثرند. مهارکنندههای ۵-آلفا رداکتاز اثر تاخیری دارند اما در CPPS مزمن با بزرگی پروستات مفیدند.
۷عوارض و پیشآگهی
شایعترین عارضه Type I، آبسه پروستات است که با درمان ناکافی یا تاخیر در تشخیص شکل میگیرد و به زهکشی ترانسرکتال یا پرینهای نیاز دارد. سپسیس اورولوژیک در بیماران با نقص ایمنی یا تاخیر در درمان بروز میکند و با مرگومیر قابلتوجه همراه است. Type II مستعد عود مکرر است و کشت ادرار پس از پایان درمان باید تکرار شود.
پیشآگهی Type III متغیر است؛ ۵۰ تا ۷۰ درصد بیماران با درمان ترکیبی بهبودی نسبی یا کامل دارند. بار این بیماری بر کیفیت زندگی با آنژین صدری قابل مقایسه است و رویکرد جامع چندرشتهای، از جمله ارزیابی روانشناختی در موارد مزمن مقاوم، اهمیت دارد.
