مدیک‌پدیامدیک‌پدیادانشنامهٔ بالینی
۱معرفی و دستهٔ دارویی۲موارد مصرف۳دوز و نحوهٔ مصرف۴موارد منع مصرف و احتیاط۵عوارض جانبی۶تداخلات دارویی مهم۷نکات بالینی و پایش
دارو

پروپرانولول (Propranolol)؛ موارد مصرف، دوز و عوارض

پروپرانولول بتابلاکر غیرانتخابی و لیپوفیل است که به‌دلیل عبور از سد خونی-مغزی، کاربردهای نورولوژیک و قلبی‌عروقی متعددی از پروفیلاکسی میگرن تا کنترل طوفان تیروئیدی دارد

۶ دقیقه مطالعه به‌روزرسانی: ۱۹ مرداد ۱۴۰۵دارونامه
قرص سفید پروپرانولول کنار کاف فشارسنج خانگی روی سطح روشن

پروپرانولول بتابلاکر غیرانتخابی و لیپوفیل است که به‌دلیل عبور گسترده از سد خونی-مغزی، طیف وسیعی از اثرات قلبی‌عروقی و نورولوژیک از خود نشان می‌دهد. این دارو یکی از پرتجویزترین داروهای قلبی‌عروقی-نورولوژیک در ایران است و کاربردهایی از پروفیلاکسی میگرن و ترمور اسانسیل تا کنترل طوفان تیروئیدی و پیشگیری از خونریزی واریس مری دارد. انتخاب دوز، پایش و احتیاط‌های بالینی آن کاملا به اندیکاسیون مصرف وابسته است.

۱معرفی و دستهٔ دارویی

پروپرانولول نخستین بتابلاکر بالینی بود که کاربرد گسترده یافت و همچنان الگوی کلاسیک این خانواده دارویی محسوب می‌شود. مکانیسم اثر آن مهار غیرانتخابی گیرنده‌های بتا-1 و بتا-2 آدرنرژیک است؛ برخلاف بتابلاکرهای کاردیوسلکتیو مانند متوپرولول یا بیزوپرولول، هیچ انتخاب‌پذیری نسبت به بافت قلبی ندارد و اثر بتا-2 آن در برونش و عروق محیطی نیز آشکار می‌شود. پروپرانولول فاقد فعالیت سمپاتومیمتیک ذاتی (ISA) است و در دوزهای بالا، اثر تثبیت‌کننده غشا (membrane-stabilizing) نیز از خود نشان می‌دهد. همین لیپوفیلی بالا، پروپرانولول را در اندیکاسیون‌های نورولوژیک (میگرن، ترمور، اضطراب) از سایر بتابلاکرها متمایز می‌کند، اما بار عوارض مرکزی (CNS) آن را نیز افزایش می‌دهد. متابولیسم عمدتا کبدی و با اثر عبور اول (first-pass) قابل‌توجه است؛ به همین دلیل زیست‌فراهمی خوراکی متغیر و نیمه‌عمر نسبتا کوتاهی دارد که با تجویز چندبار در روز یا فرم آهسته‌رهش (SR/long-acting) یک‌بار در روز جبران می‌شود.

۲موارد مصرف

  • پروفیلاکسی میگرن: کاهش فرکانس و شدت حملات در بیماران با حملات مکرر؛ اثر پیشگیرانه است، نه درمان حاد حمله.
  • ترمور اسانسیل: کاهش دامنه ترمور وضعیتی و حرکتی دست‌ها، به‌ویژه در فرم خفیف تا متوسط.
  • اضطراب موقعیتی/عملکردی: کنترل علائم اتونوم اضطراب عملکردی (تپش قلب، لرزش، تعریق) پیش از رویدادهای استرس‌زای موقعیتی مانند سخنرانی یا امتحان؛ مصرف off-label و معمولا تک‌دوز.
  • هایپرتیروئیدی و طوفان تیروئیدی: کنترل سریع علائم آدرنرژیک (تاکی‌کاردی، لرزش، تعریق، اضطراب) تا اثرگذاری کامل داروهای ضدتیروئیدی؛ در طوفان تیروئیدی جزئی از درمان اورژانس چندجزئی است.
  • پیشگیری از خونریزی واریس مری: در هایپرتانسیون پورتال ناشی از سیروز، برای پروفیلاکسی اولیه و ثانویه خونریزی واریسی، از طریق کاهش برون‌ده قلبی و کاهش جریان خون احشایی.
  • همانژیوم شیرخواران: درمان خط اول همانژیوم‌های مشکل‌ساز یا در معرض خطر عارضه؛ نیازمند شروع تحت نظارت به‌دلیل خطر هیپوگلیسمی و برادی‌کاردی در شیرخوار.
  • آنژین صدری و کنترل ضربان: کاهش مصرف اکسیژن میوکارد در آنژین پایدار؛ کنترل ضربان بطنی در تاکی‌آریتمی‌های فوق‌بطنی و تاکی‌کاردی سینوسی.

۳دوز و نحوهٔ مصرف

دوز پروپرانولول کاملا وابسته به اندیکاسیون است و باید با شروع از پایین‌ترین دوز مؤثر و تیتراسیون تدریجی بر اساس پاسخ بالینی و ضربان قلب انجام شود. به‌دلیل متابولیسم عمدتا کبدی، در اختلال عملکرد کبدی دوز کاهش یا فاصله تجویز افزایش می‌یابد؛ در نارسایی کلیوی نیازی به تعدیل قابل‌توجه دوز نیست.

اندیکاسیوندوزنکته/هدف
پروفیلاکسی میگرنشروع 40 mg BID (یا 80 mg فرم SR)؛ افزایش تدریجی تا 160–240 mg/dayپاسخ درمانی معمولا پس از ۴ تا ۶ هفته ارزیابی می‌شود
ترمور اسانسیلشروع 40 mg BID؛ تیتراسیون تا 120–320 mg/day منقسمدوز مؤثر معمول حدود 120 mg/day
اضطراب موقعیتی/عملکردی10–40 mg PO، تک‌دوز، ۳۰ تا ۶۰ دقیقه پیش از رویدادفقط برای مصرف موقعیتی، نه درمان مزمن اضطراب
هایپرتیروئیدی (علامتی)10–40 mg PO هر ۶ تا ۸ ساعتتا کنترل کامل علائم آدرنرژیک همراه با ضدتیروئیدی
طوفان تیروئیدیدوز خوراکی بالاتر یا فرم IV، تحت پایش دقیق در ICU/اورژانسجزئی از پروتکل چندجزئی؛ نیازمند پایش قلبی مداوم
پروفیلاکسی خونریزی واریسیشروع 20–40 mg BID؛ تیتراسیون تا دوز حداکثر تحمل‌شدههدف: ضربان استراحت 55–60 bpm یا کاهش حدود 25%
همانژیوم شیرخوارانشروع 1 mg/kg/day؛ افزایش تدریجی تا 2–3 mg/kg/day منقسم BIDشروع تحت نظارت بالینی؛ پایش قند خون و ضربان در ابتدای درمان
آنژین صدری80–320 mg/day منقسم (BID تا QID) یا فرم SR یک‌بار در روزتیتراسیون بر اساس پاسخ علامتی و ضربان هدف
کنترل ضربان (SVT/تاکی‌کاردی سینوسی)10–40 mg PO هر ۶ تا ۸ ساعتدر موارد حاد با پایش قلبی؛ احتیاط در عملکرد بطنی مرزی

در فرم آهسته‌رهش، دوز کل روزانه یک‌بار در روز تجویز می‌شود که پایبندی درمانی بیمار را بهبود می‌بخشد.

۴موارد منع مصرف و احتیاط

موارد منع مصرف مطلق شامل آسم یا سابقه برونکواسپاسم فعال، بلوک AV درجه دوم (Mobitz II) یا درجه سوم بدون پیس‌میکر، برادی‌کاردی شدید علامت‌دار، شوک کاردیوژنیک و نارسایی حاد و جبران‌نشده قلبی است. در سندرم سینوس بیمار بدون پیس‌میکر نیز باید از تجویز پرهیز کرد.

احتیاط‌های مهم: در بیماران دیابتی، پروپرانولول علائم آدرنرژیک هیپوگلیسمی (تاکی‌کاردی، لرزش) را ماسکه می‌کند و تنها تعریق ممکن است به‌عنوان علامت هشداردهنده باقی بماند؛ پایش قند خون باید دقیق‌تر انجام شود. در بیماری راینود و اختلال شدید عروق محیطی، تشدید علائم ایسکمیک اندام محتمل است. در فئوکروموسیتوم، تجویز بتابلاکر غیرانتخابی پیش از بلوک کامل آلفا-آدرنرژیک ممنوع است؛ در غیاب بلوک آلفا، اثر تنگ‌کنندگی عروقی آلفا بدون مقابله باقی می‌ماند و به بحران هایپرتانسیو می‌انجامد. در بیماری انسدادی مزمن ریه، با وجود تحمل نسبی بتابلاکرهای کاردیوسلکتیو، پروپرانولول به‌دلیل ماهیت غیرانتخابی باید با احتیاط بیشتری تجویز شود.

۵عوارض جانبی

شایع‌ترین عوارض شامل برادی‌کاردی، هایپوتانسیون، خستگی و سرد شدن انتهاها است. عوارض گوارشی خفیف مانند تهوع، اسهال یا یبوست نیز گزارش می‌شود. به‌دلیل عبور از سد خونی-مغزی، اختلال خواب، رؤیاهای آزاردهنده و خستگی مرکزی شایع‌تر از بتابلاکرهای هیدروفیل است؛ افسردگی نیز گزارش شده، هرچند این ارتباط هنوز محل بحث است. اختلال عملکرد جنسی (کاهش میل جنسی، اختلال نعوظ) در مصرف طولانی‌مدت دیده می‌شود. در بیماران مستعد، حتی بدون سابقه آسم، برونکواسپاسم ممکن است رخ دهد. تشدید پسوریازیس و پدیده راینود از عوارض کلاس بتابلاکرها هستند. هپاتوتوکسیسیته و اختلالات هماتولوژیک نادر و معمولا برگشت‌پذیرند.

۶تداخلات دارویی مهم

تداخل با وراپامیل یا دیلتیازم از خطرناک‌ترین تداخلات پروپرانولول است؛ اثرات منفی کرونوتروپ و اینوتروپ این دو گروه دارویی با یکدیگر جمع می‌شود.

نکته بالینی: تجویز هم‌زمان پروپرانولول با وراپامیل یا دیلتیازم وریدی می‌تواند به برادی‌کاردی شدید، بلوک AV پیشرفته یا حتی ایست قلبی منجر شود؛ این ترکیب باید با احتیاط شدید و فاصله زمانی کافی بین دوزها انجام گیرد.

کلونیدین تداخل مهم دیگری دارد: در بیمارانی که هم‌زمان کلونیدین و بتابلاکر مصرف می‌کنند، قطع کلونیدین بدون قطع پیشین بتابلاکر می‌تواند هایپرتانسیون ریباند شدید ایجاد کند؛ ترتیب صحیح، قطع تدریجی بتابلاکر پیش از کلونیدین است. با انسولین و سولفونیل‌اوره‌ها، پروپرانولول علائم هشداردهنده هیپوگلیسمی را ماسکه می‌کند و ممکن است بهبودی از افت قند خون را نیز به تأخیر بیندازد. NSAIDها با احتباس سدیم و مهار پروستاگلاندین، اثر ضدفشارخون را کاهش می‌دهند. پروپرانولول کلیرانس کبدی لیدوکائین و تئوفیلین را کاهش می‌دهد و خطر تجمع و مسمومیت این داروها را افزایش می‌دهد. سیگار کشیدن با القای CYP1A2 سطح خونی پروپرانولول را کاهش می‌دهد؛ سایمتیدین با مهار متابولیسم کبدی، اثر معکوس دارد.

۷نکات بالینی و پایش

قطع ناگهانی پروپرانولول در مصرف طولانی‌مدت می‌تواند ریباند تاکی‌کاردی، افزایش فشار خون و حتی ایسکمی یا سندرم کرونری حاد ایجاد کند؛ این پدیده به افزایش تعداد و حساسیت گیرنده‌های بتا (up-regulation) نسبت داده می‌شود. قطع دارو باید همیشه با کاهش تدریجی دوز طی ۱ تا ۲ هفته صورت گیرد، نه به‌صورت یک‌باره.

در شروع و تیتراسیون درمان، ضربان قلب و فشار خون باید در هر ویزیت بررسی شود؛ در پروفیلاکسی خونریزی واریسی، هدف دستیابی به ضربان استراحت 55–60 bpm است. در بیماران دیابتی، آموزش درباره باقی‌ماندن تعریق به‌عنوان علامت هیپوگلیسمی، در غیاب تپش قلب و لرزش، اهمیت دارد. در همانژیوم شیرخواران، شروع درمان باید تحت پایش قند خون، ضربان قلب و فشار خون انجام شود، به‌ویژه در هفته‌های ابتدایی. در سالمندان یا بیماران با اختلال عملکرد کبدی، شروع از دوز پایین‌تر و تیتراسیون کندتر توصیه می‌شود. عملکرد تیروئید و پاسخ علامتی باید به‌طور دوره‌ای در بیماران هایپرتیروئید بازبینی شود، چرا که پروپرانولول علائم آدرنرژیک را کنترل می‌کند، اما بر روند زمینه‌ای بیماری تیروئید اثری ندارد.

پرسش‌های بالینیِ پرتکرار

آیا پروپرانولول در بیمار دیابتی با کنترل ضعیف قند خون بلامانع است؟
تجویز ممکن است، اما با احتیاط، زیرا پروپرانولول علائم آدرنرژیک هیپوگلیسمی مانند تپش قلب و لرزش را ماسکه می‌کند و تنها تعریق ممکن است باقی بماند. پایش قند خون باید دقیق‌تر و منظم‌تر صورت گیرد، به‌ویژه هنگام شروع درمان یا تغییر دوز انسولین. در صورت اپیزودهای هیپوگلیسمی مکرر، بتابلاکر کاردیوسلکتیو ارجحیت دارد
چرا نباید پروپرانولول را ناگهان قطع کرد؟
مصرف طولانی‌مدت باعث افزایش تعداد و حساسیت گیرنده‌های بتا می‌شود و قطع ناگهانی این تعادل را بر هم می‌زند. نتیجه می‌تواند ریباند تاکی‌کاردی، افزایش فشار خون و حتی ایسکمی یا سندرم کرونری حاد باشد. قطع دارو باید طی ۱ تا ۲ هفته و با کاهش تدریجی دوز انجام شود
آیا پروپرانولول در بیمار مبتلا به آسم قابل تجویز است؟
خیر، در آسم فعال یا سابقه برونکواسپاسم، پروپرانولول به‌دلیل مهار غیرانتخابی گیرنده بتا-2 برونش منع مصرف مطلق دارد. این محدودیت حتی در آسم خفیف یا کنترل‌شده نیز برقرار است؛ در صورت نیاز بالینی به بتابلاکر، گزینه کاردیوسلکتیو با احتیاط ارجح است
مطالبِ اینجا آموزشی و برگرفته از منابع‌اند و جای قضاوتِ بالینی، گایدلاینِ رسمی یا ویزیتِ پزشک را نمی‌گیرند؛ تصمیمِ نهایی همیشه با شرایطِ همان بیمار و منبعِ اصلی است.