فیبروز کیستیک (Cystic Fibrosis) یک بیماری چندسیستمی ارثی اتوزومال مغلوب است که با اختلال در ترشح کلرید، تولید مخاط غلیظ و چسبنده، و آسیب تدریجی ریه مشخص میشود. این بیماری شایعترین بیماری ژنتیکی کشنده اتوزومال مغلوب در نژاد قفقازی بهشمار میرود و اگرچه درمان قطعی ندارد، ظهور تعدیلکنندههای CFTR میانه بقا را به بیش از پنجاه سال رسانده است.
۱زمینه و اپیدمیولوژی
در جمعیت قفقازی شیوع فیبروز کیستیک حدود ۱ در ۲۵۰۰ تولد زنده است و فراوانی ناقل بیماری به ۱ در ۲۵ نفر میرسد. در آسیا و آفریقا بیماری کمتر شایع است. در ایران دادههای اپیدمیولوژیک ملی دقیق محدود است، اما موارد ثبتشده بهویژه در مراکز ریوی-اطفال کشور قابل توجهاند.
۲اتیولوژی و پاتوفیزیولوژی
جهش دوآللی ژن CFTR (کروموزوم ۷q31.2) پروتئین کانال کلرید اپیتلیال را مختل میکند. شایعترین جهش ΔF508 است که بیش از ۷۰٪ آلل بیماران را دربرمیگیرد. نبود انتقال کافی کلرید، لایه مایع روکش راه هوایی را کمحجم و دهیدراته میکند؛ در نتیجه مخاط غلیظی انباشته میشود که کلیرانس مژکی را مختل و بستر را برای کلونیزاسیون پاتوژنهای فرصتطلب—سودوموناس آئروژینوزا در بزرگسالان و استافیلوکوکوس اورئوس در کودکان—آماده میکند. چرخه عفونت-التهاب-تخریب بافتی بهتدریج به برونشکتازی و نارسایی ریوی میانجامد. در پانکراس، انسداد مجاری ترشحی موجب فیبروز، نارسایی برونترشح، و در بلندمدت دیابت مرتبط با فیبروز کیستیک (CFRD) میشود.
۳تظاهرات بالینی
اغلب بیماران در نوزادی یا کودکی شناسایی میشوند، اما موارد خفیفتر ممکن است تا بزرگسالی پنهان بمانند.
- ریوی: سرفه مزمن با خلط چرکی، خسخس، عفونتهای مکرر راه هوایی، برونشکتازی، هموپتزی، پنوموتوراکس.
- گوارشی: ایلئوس مکونیوم در نوزاد (۱۰–۱۵٪)، سوءجذب، استئاتوره، اختلال رشد، هپاتوپاتی کلستاتیک.
- متابولیک: CFRD در بزرگسالان؛ کمبود ویتامینهای محلول در چربی.
- تناسلی: آزواسپرمی انسدادی در مردان (آتروفی مادرزادی وازدفران)؛ کاهش باروری در زنان.
۴رویکرد تشخیصی و ورکآپ
| آزمون | یافته یا معیار |
|---|---|
| تست عرق (کلرید عرق) | ≥ 60 mEq/L تشخیصی؛ 30–59 مرزی |
| غربالگری نوزادی (IRT) | IRT بالا → تأیید با آزمون عرق یا ژنوتایپ |
| ژنوتایپینگ CFTR | شناسایی ≥ ۲ جهش بیماریزا |
| اختلاف پتانسیل بینی (NPD) | در موارد مرزی، کمکی |
| اسپیرومتری | الگوی انسدادی؛ FEV1 معیار اصلی پیگیری |
| CT سینه با وضوح بالا | برونشکتازی، ضخامت دیواره، مسدودی مخاطی |
تشخیص با ترکیب تظاهر بالینی سازگار و تست عرق مثبت یا شناسایی دو جهش بیماریزا قطعی است.
نکته بالینی: در هر نوزادی با ایلئوس مکونیوم، و در هر کودک یا بزرگسال جوانی با برونشکتازی بدون توجیه، آزواسپرمی انسدادی، یا نارسایی پانکراس، فیبروز کیستیک باید فعالانه رد شود—حتی اگر سابقه خانوادگی وجود نداشته باشد.
۵تشخیصهای افتراقی
| بیماری | ویژگی متمایزکننده |
|---|---|
| دیسکینزی مژک اولیه (PCD) | کلرید عرق طبیعی؛ دکستروکاردی ممکن |
| آسم مزمن شدید | فاقد نارسایی پانکراس؛ تست عرق طبیعی |
| برونشکتازی ایدیوپاتیک | کلرید عرق و ژنوتایپ CFTR طبیعی |
| نارسایی برونترشح پانکراس اولیه | بدون درگیری ریوی مزمن |
| نقص ایمنی اولیه | کمبود ایمونوگلوبولین؛ تست عرق طبیعی |
۶تدبیر درمانی
تعدیلکنندههای CFTR (درمان هدفمند):
الکساکافتور/تزاکافتور/ایواکافتور در بیماران ≥ ۲ سال با حداقل یک آلل ΔF508 انتخاب اول است و FEV1 را بهطور متوسط ۱۴ درصد مطلق بهبود میدهد. ایواکافتور بهتنهایی برای جهشهای گیتینگ (از جمله G551D) به کار میرود.
مدیریت ریوی:
- فیزیوتراپی تنفسی روزانه برای کلیرانس مکانیکی راه هوایی.
- دورناز آلفا (dornase alfa) استنشاقی برای کاهش ویسکوزیته مخاط DNA-دار.
- سالین هایپرتونیک ۷٪ استنشاقی.
- آنتیبیوتیک استنشاقی چرخشی (توبرامایسین یا آزترئونام) در کلونیزاسیون مزمن سودوموناس.
- تشدید ریوی: آنتیبیوتیک وریدی هدایتشده توسط کشت خلط—معمولاً یک بتالاکتام ضدسودوموناس بههمراه توبرامایسین IV به مدت حداقل ۱۴ روز.
مدیریت گوارشی-تغذیهای:
- آنزیم پانکراس با هر وعده: دوز اولیه ۵۰۰–۱۰۰۰ واحد لیپاز/kg/وعده؛ سقف توصیهشده ۲۵۰۰ واحد/kg/وعده.
- مکمل ویتامینهای ADEK و رژیم پرکالری-پرچرب.
پیوند ریه در بیماری پیشرفته (FEV1 پیوسته < 30٪ مقدار پیشبینی یا افت سریع) در نظر گرفته میشود.
۷عوارض و پیشآگهی
| عارضه | نکته مدیریتی |
|---|---|
| هموپتزی ماسیو | آمبولیزاسیون شریان برونشیال؛ قطع موقت DNase |
| پنوموتوراکس | تخلیه فوری؛ پلورودز در عود مکرر |
| CFRD | OGTT سالانه از سن ۱۰ سال؛ انسولین ترجیح دارد |
| سیروز کبدی | در ۵–۸٪ بیماران؛ پیگیری آنزیمهای کبدی |
| استئوپروز | دانسیتومتری دورهای؛ ویتامین D و کلسیم |
با دسترسی به تعدیلکنندههای CFTR، میانه بقا در کشورهای پیشرفته از کمتر از ۴۰ سال در دهه ۲۰۰۰ به بیش از ۵۰ سال رسیده است. کنترل منظم FEV1 (هر ۳ ماه)، پایش تغذیه، و مدیریت فعال تشدیدهای ریوی ستون اصلی حفظ کیفیت زندگی و پیشآگهی بهتر هستند.
