مدیک‌پدیامدیک‌پدیادانشنامهٔ بالینی
۱زمینه و اپیدمیولوژی۲اتیولوژی و پاتوفیزیولوژی۳تظاهرات بالینی۴رویکرد تشخیصی و ورک‌آپ۵تشخیص‌های افتراقی۶تدبیر درمانی۷عوارض و پیش‌آگهی
بیماری

مورفه (اسکلرودرمی موضعی)؛ تشخیص و درمان

مورفه اسکلرودرمی موضعیِ بدونِ درگیریِ احشاء است که بر اساس الگوی بالینی و در موارد لازم بیوپسی تشخیص داده می‌شود و درمانِ آن از فتوتراپی تا متوتروکسات بسته به شدت متفاوت است

۳ دقیقه مطالعه به‌روزرسانی: ۵ مرداد ۱۴۰۵بیماری‌های پوست
پلاک پوستی مورفه یا اسکلرودرمی موضعی روی ساعد با ابزار معاینه

مورفه (Morphea) یا اسکلرودرمی موضعی، اختلالی فیبروزان است که با التهاب و سفت‌شدگیِ پیشرونده پوست و بافت‌های زیرین — بدون درگیریِ احشاء داخلی — خود را نشان می‌دهد. اهمیتِ بالینیِ آن در توانِ ایجادِ محدودیتِ حرکتی، تغییرِ شکلِ ظاهری و — در انواعِ خطی — آسیبِ رشدی یا عصبی در کودکان نهفته است. شناختِ زودهنگام، پیش از استقرارِ فیبروزِ برگشت‌ناپذیر، محورِ مدیریتِ این بیماری است.

۱زمینه و اپیدمیولوژی

مورفه با شیوعِ تقریبی ۲۵ مورد در هر ۱۰۰٬۰۰۰ نفر، در زنان ۲ تا ۳ برابر بیشتر از مردان دیده می‌شود. اوجِ بروز در بالغانِ ۴۰ تا ۵۰ ساله است؛ در کودکان، نوعِ خطی غالب‌تر است. همراهیِ آن با بیماری‌های خودایمنِ دیگر — تیروئیدیت، ویتیلیگو، بیماری التهابی روده — در حدودِ ۲۰٪ از بیماران گزارش شده است.

۲اتیولوژی و پاتوفیزیولوژی

علتِ دقیق ناشناخته است، اما شواهد از یک فرآیندِ خودایمنِ واسطه‌شده با لنفوسیتِ T حمایت می‌کنند. التهابِ موضعی، فیبروبلاست‌ها را فعال می‌کند و تولیدِ بیش از حدِ کلاژنِ نوع I و III را تحریک می‌کند؛ TGF-β و IL-4 در این مسیر نقشِ محوری دارند. ضخیم‌شدنِ دیواره عروقِ کوچک، هایپوپرفیوژنِ بافتی را تشدید می‌کند. از محرک‌های شناخته‌شده می‌توان به تروما، پرتودرمانی، واکسیناسیون موضعی و — به‌ویژه در اروپا — عفونتِ بورلیا بورگدورفری اشاره کرد، هرچند ارتباطِ اخیر اثباتِ قطعی ندارد.

۳تظاهرات بالینی

چهار زیرگروهِ اصلی وجود دارد:

  • نوعِ پلاکی (شایع‌ترین): پلاک‌هایِ عاجی یا سفیدرنگِ مرکزی با هالهٔ ارغوانیِ فعال (lilac ring)؛ پوستِ سفت، براق و بدونِ مو.
  • نوعِ خطی: باندِ طولی روی اندام یا صورت؛ اگر پیشانی و پوستِ سر را درگیر کند «ضربتِ شمشیر» (en coup de sabre) نامیده می‌شود.
  • نوعِ منتشر: سه پلاک یا بیشتر در دو ناحیهٔ آناتومیک یا بیشتر.
  • نوعِ پان‌اسکلروتیک: شدیدترین شکل؛ درگیریِ درم، زیرجلدی، فاشیا و عضله.

علائمِ سیستمیک غیرمعمول‌اند، اما خستگی و درد مفصلی در بخشی از بیماران گزارش می‌شود.

۴رویکرد تشخیصی و ورک‌آپ

تشخیص عمدتاً بالینی است. بیوپسیِ پوست برای موارد مشکوک یا آتیپیک توصیه می‌شود؛ یافته‌های هیستوپاتولوژیک شامل ضخیم‌شدنِ کلاژنِ درم، فیبروزِ هوموژن، نفوذِ لنفوپلاسموسیتیکِ پری‌واسکولار و کاهشِ ضمائمِ پوستی هستند.

آزمایش یا روشیافتهٔ مورد انتظارکاربرد
ANAمثبت در ~۵۰٪ارزیابی زمینهٔ خودایمن
آنتی‌بادی ضد هیستون / anti-ssDNAمثبت در برخی مواردرد لوپوس
CBC، ESR، CRPاغلب طبیعی یا خفیف بالاپایشِ التهاب فعال
بیوپسی پوستفیبروزِ درم، نفوذِ التهابیموارد مشکوک یا آتیپیک
MRI ناحیهٔ درگیرتعیینِ عمقِ درگیریانواعِ خطی و عمیق

در نوعِ en coup de sabre، MRI مغز و ارزیابیِ عصبی برای رد تشنج یا ضایعاتِ نورولوژیک ضروری است.

۵تشخیص‌های افتراقی

بیماریوجهِ افتراق
اسکلروز سیستمیک (SSc)پدیدهٔ رینود، درگیریِ احشاء، آنتی‌بادیِ اختصاصی (anti-Scl-70، ACA)
لیکنِ اسکلروزوسمحلِ تناسلی/پری‌آنال، اپیدرمِ اتروفیک
فاشئیتِ ائوزینوفیلیکائوزینوفیلیِ خون، درگیریِ فاشیا در MRI
لیپودرماتواسکلروززمینهٔ نارساییِ وریدی، محلِ درگیریِ ساق
فیبروزِ نفروژنیک سیستمیکسابقهٔ نارساییِ کلیوی و تزریقِ گادولینیوم

نکته بالینی: غیابِ پدیدهٔ رینود، نبودِ درگیریِ اندامِ داخلی و منفی‌بودنِ anti-Scl-70 و ACA مهم‌ترین ویژگی‌هایی هستند که مورفه را از اسکلروز سیستمیک جدا می‌کنند؛ در موارد مبهم، بیوپسی ضرورت دارد.

۶تدبیر درمانی

الف. درمانِ موضعی (بیماریِ خفیف یا محدود):

تاکرولیموسِ موضعی ۰٫۱٪ دو بار در روز، گزینهٔ اولِ بسیاری از مراکز برای ضایعاتِ فعال با هالهٔ التهابی است. کلسیپوتریول یا کلوبتازول می‌توانند به‌صورت تکی یا ترکیبی استفاده شوند.

ب. فتوتراپی (بیماریِ متوسط تا منتشر):

UVA1 با دوزِ متوسط (۲۰–۵۰ J/cm²، سه بار در هفته) موثرترین گزینه برای مورفهٔ فعالِ موضعی است؛ UVB نوربند برای ضایعاتِ سطحی‌تر مناسب‌تر است.

ج. درمانِ سیستمیک (بیماریِ فعال، منتشر یا خطیِ پیشرونده):

  • متوتروکسات ۱۵–۲۵ mg/هفته (زیرجلدی یا خوراکی) به‌همراه پردنیزولون ۱ mg/kg/روز برای ۲–۳ ماهِ اول، با کاهشِ تدریجی
  • پایشِ CBC و آنزیم‌های کبدی هر ۴–۶ هفته ضروری است؛ مدتِ درمان معمولاً ۱۲–۲۴ ماه است
  • مایکوفنولاتِ موفتیل (۱۵۰۰–۳۰۰۰ mg/روز) در موارد مقاوم یا ناتحمل به متوتروکسات
  • فیزیوتراپیِ منظم برای انواعِ خطی و عمیق جهتِ پیشگیری از کونتراکچر

۷عوارض و پیش‌آگهی

مورفهٔ پلاکیِ محدود معمولاً ظرفِ ۳ تا ۵ سال خودبه‌خود آرام می‌گیرد، اما آتروفیِ پوستی و هایپرپیگمانتاسیون باقی می‌مانند. عوارضِ جدی بیشتر در انواعِ خطی و پان‌اسکلروتیک دیده می‌شوند: کونتراکچرِ مفصلی، اختلالِ رشدِ اسکلتی در کودکان و — در en coup de sabre — تشنج یا همی‌آتروفیِ صورت. بازگشتِ بیماری پس از قطعِ درمان در حدودِ ۳۰–۴۰٪ موارد گزارش شده است. پیگیریِ منظم هر ۳–۶ ماه برای ارزیابیِ فعالیتِ ضایعه، عوارضِ دارویی و عملکردِ اندام توصیه می‌شود.

پرسش‌های بالینیِ پرتکرار

آیا مورفه می‌تواند به اسکلروز سیستمیک تبدیل شود؟
خیر؛ این دو بیماری مجزا هستند. تبدیلِ مورفه به SSc در عمل مشاهده نمی‌شود و غیابِ پدیدهٔ رینود، درگیریِ احشاء و آنتی‌بادی‌های اختصاصیِ SSc افتراقِ اصلی هستند
چه زمانی متوتروکسات را در مورفه شروع می‌کنیم؟
در بیماریِ فعالِ خطی، منتشر یا پان‌اسکلروتیک که درمانِ موضعی یا فتوتراپی آن را کنترل نمی‌کند؛ معمولاً همراه با یک دورهٔ کوتاه پردنیزولون شروع می‌شود
آیا همه بیماران مبتلا به مورفه نیاز به MRI دارند؟
نه؛ MRI برای انواعِ خطی (به‌ویژه en coup de sabre) و پان‌اسکلروتیک جهتِ تعیینِ عمقِ درگیری و رد آسیبِ نورولوژیک لازم است، نه برای مورفهٔ پلاکیِ محدود
مطالبِ اینجا آموزشی و برگرفته از منابع‌اند و جای قضاوتِ بالینی، گایدلاینِ رسمی یا ویزیتِ پزشک را نمی‌گیرند؛ تصمیمِ نهایی همیشه با شرایطِ همان بیمار و منبعِ اصلی است.