مدیک‌پدیامدیک‌پدیادانشنامهٔ بالینی
۱اهمیت بالینی و طبقه‌بندی۲علل و تشخیص‌های افتراقی۳شرح‌حال هدفمند۴معاینهٔ فیزیکی و نشانه‌های خطر۵ورک‌آپ و الگوریتم تشخیصی۶رویکرد به علل شایع و تدبیر اولیه۷تعیین‌تکلیف، ارجاع و پیگیری
رویکرد به نشانه

گیجی و دلیریوم حاد؛ ارزیابی و تدبیر

گیجی و دلیریوم حاد پنجره‌ای به بیماری زمینه‌ای جدی‌اند و رویکرد سیستماتیک از احیای اولیه تا پیگیری سرپایی می‌تواند از آسیب دائمی مغزی جلوگیری کند

۵ دقیقه مطالعه به‌روزرسانی: ۵ مرداد ۱۴۰۵رویکرد بالینی به نشانه‌ها
دست سالمند کنار ساعت بدون نشانه و جعبه دارو، نمادی از گیجی و دلیریوم حاد

گیجی و کاهش حاد سطح هوشیاری از شایع‌ترین دلایل ارجاع اورژانسی در اتاق معاینه و بخش‌های بیمارستانی‌اند. رویکرد سیستماتیک به این نشانه از یک‌سو از آسیب مغزی دائمی پیشگیری می‌کند و از سوی دیگر از بستری‌های غیرضروری می‌کاهد.

۱اهمیت بالینی و طبقه‌بندی

دلیریوم (Delirium) یا اختلال حاد توجه و شناخت، نشانه‌ای است نه تشخیص؛ از این رو باید آن را پنجره‌ای به یک بیماری زمینه‌ای جدی دانست. دلیریوم سه زیرگروه دارد: هایپراکتیو (Hyperactive) که با بی‌قراری، توهم و تحریک‌پذیری بروز می‌کند؛ هایپواکتیو (Hypoactive) که با خواب‌آلودگی و کاهش پاسخ‌دهی تظاهر می‌یابد و به‌مراتب بیشتر از سایرین نادیده گرفته می‌شود؛ و شکل مختلط. بر خلاف دمانس (Dementia) که سیری تدریجی و ماه‌هاساله دارد، دلیریوم ظرف ساعات تا چند روز ایجاد می‌شود.

از منظر پیش‌آگهی، دلیریوم در سالمندان بستری با افزایش مرگ‌ومیر داخل‌بیمارستانی، طولانی‌شدن بستری، و تسریع زوال شناختی همراه است. برخی تظاهرات فوری‌اند و رویکرد اورژانسی می‌طلبند: سطح هوشیاری پایین‌تر از ۱۳ در GCS، علائم عصبی کانونی، تب بالا همراه با سفتی گردن، هیپوکسی پایدار، و ناپایداری همودینامیک. در هر یک از این حالات باید مستقیم به احیا (Resuscitation) و مداخلهٔ اورژانسی رفت.

۲علل و تشخیص‌های افتراقی

علل دلیریوم حاد بسیار متنوع‌اند. چارچوب AEIOU-TIPS مرجع مفیدی است: Alcohol/Drugs، Epilepsy، Insulin (هیپو/هیپرگلیسمی)، Opiates/Oxygen، Uremia، Trauma، Infection، Psychiatric، Structural/Stroke/Seizure. در جمعیت سالمند، عفونت‌های ادراری و ریوی، اختلالات الکترولیتی، نارسایی قلبی جبران‌نشده، و داروهای آنتی‌کولینرژیک از شایع‌ترین محرک‌ها هستند. در بیماران جوان‌تر، مصرف یا ترک مواد، مننژیت، انسفالیت، و اختلالات متابولیک در صدر فهرست قرار می‌گیرند.

تمایز دلیریوم از اختلال روانپزشکی اولیه مانند اپیزود حاد سایکوز یا اضطراب شدید حیاتی است. در دلیریوم، آشفتگی توجه قابل نشان‌دادن است: بیمار نمی‌تواند ماه‌های سال را معکوس بگوید یا با تفریق پی‌درپی ۷ از ۱۰۰ پایین بیاید. دمانس می‌تواند بستر دلیریوم باشد و تشخیص افتراقی آنها در اورژانس دشوار است؛ مهم‌ترین سرنخ همیشه حادبودن سیر یا تشدید حاد علائم است، نه ماهیت خود نشانه‌ها.

۳شرح‌حال هدفمند

شرح‌حال را باید از همراهان، پرونده‌های پزشکی، و مراقبان تکمیل کرد، چرا که خود بیمار اغلب راوی قابل‌اعتمادی نیست. چهار محور اصلی را پرسید: اول، سیر زمانی — آیا شروع حاد بوده یا تدریجی؟ دوم، عوامل محرک احتمالی — داروی جدید، تغییر دوز، عفونت اخیر، سقوط یا تروما؟ سوم، بیماری‌های زمینه‌ای — نارسایی کلیه یا کبد، سابقهٔ صرع، نقص ایمنی (Immunodeficiency)، دیابت، اختلال تیروئید؟ چهارم، مصرف مواد یا الکل و احتمال ترک ناگهانی.

مرور کامل داروها در سالمندان فوق‌العاده اهمیت دارد. بنزودیازپین‌ها، آنتی‌هیستامین‌ها، ضدافسردگی‌های سه‌حلقه‌ای، دیگوکسین، کورتیکواستروئیدها، و داروهای ضدپارکینسون از شناخته‌شده‌ترین محرکان دلیریوم‌اند. اگر بیمار به تازگی دارویی آغاز کرده یا دوزی تغییر یافته، همین رابطهٔ زمانی خود یک سرنخ تشخیصی مهم است.

۴معاینهٔ فیزیکی و نشانه‌های خطر

معاینه را با ارزیابی علائم حیاتی (Vital Signs) آغاز کنید؛ هیپوکسی، هیپوتانسیون، و تب به‌تنهایی می‌توانند دلیریوم ایجاد کنند. پس از تثبیت اولیه، نوروبررسی اجباری است: سطح هوشیاری با GCS، حرکات چشمی برای نیستاگموس یا فلج عصب ششم، تقارن رفلکس‌ها، و علائم مننژیسم (Kernig و Brudzinski). برای غربالگری سریع دلیریوم، ابزار CAM (Confusion Assessment Method) معتبرترین گزینه در اورژانس است و در کمتر از پنج دقیقه انجام می‌شود.

یافتهٔ بالینیتفسیر احتمالی
تب + گردن سفت + فوتوفوبیمننژیت/انسفالیت — اورژانس
میوز دوطرفه + تنفس کندمسمومیت اوپیوئیدی
میدریاز + تاکیکاردی + پوست خشکسندرم آنتی‌کولینرژیک
ترمور + تعریق + تاکیکاردیترک الکل / بنزودیازپین
علائم کانونی + افتادگی پلکسکتهٔ مغزی / ضایعهٔ ساختاری
هیپوکسی + کراکل ریهنارسایی قلبی / ذات‌الریه

۵ورک‌آپ و الگوریتم تشخیصی

در اولین دقیقه‌ها قند خون کاپیلاری اندازه گرفته شود؛ هیپوگلیسمی رایج‌ترین علت برگشت‌پذیر دلیریوم است. اکسیمتری پالس، ECG برای شناسایی آریتمی، و تست ادراری سریع (UA) در همهٔ موارد پایهٔ کار است. سطح اول آزمون‌های خون شامل CBC، BMP (Na, K, Cr, BUN, Glucose)، LFT، و TSH می‌شود. در صورت شک به عفونت، کشت خون و ادرار پیش از شروع آنتی‌بیوتیک ضروری است و CRP کمک‌کنندهٔ مفیدی است.

CT اسکن سر بدون کنتراست را در این موارد انجام دهید: علائم عصبی کانونی، سابقهٔ تروما، نقص ایمنی، اولین اپیزود بدون علت واضح، یا سالمند تحت درمان ضدانعقادی. اگر CT طبیعی بود و شک به مننژیت یا انسفالیت باقی ماند، لومبار پانکچر (LP) را انجام دهید. در موارد شک به واسکولیت یا ضایعات کوچک ساقهٔ مغز که CT می‌تواند از دست بدهد، MRI گزینهٔ برتر است.

نکته بالینی: هیپوگلیسمی، هیپوکسی، و مسمومیت با اوپیوئید را در هر بیمار گیج به‌صورت همزمان رد کنید — هر سه کاملاً برگشت‌پذیرند اما در صورت تأخیر کشنده‌اند.

۶رویکرد به علل شایع و تدبیر اولیه

پس از شناسایی علت، درمان اتیولوژیک مقدم بر هر اقدام دیگری است. در عفونت، منبع را شناسایی و آنتی‌بیوتیک مناسب را آغاز کنید. در اختلالات الکترولیتی مانند هیپوناترمی حاد، سرعت تصحیح اهمیت حیاتی دارد و نباید سدیم را بیش از ۸ تا ۱۰ mEq/L در ۲۴ ساعت افزایش داد. در ترک الکل، بنزودیازپین‌ها پایهٔ درمان هستند و باید بر اساس مقیاس CIWA-Ar تیتر شوند.

در صورتی که بیمار تحریک‌پذیر یا خطرآفرین است و درمان اتیولوژیک به‌تنهایی کافی نیست، هالوپریدول (Haloperidol) به‌صورت IM در دوزهای پایین (۰.۵ تا ۱ mg) گزینهٔ اول دارویی است. بنزودیازپین‌ها را در دلیریوم ناشی از علل غیرالکلی به دلیل خطر تعمیق اختلال هوشیاری با احتیاط به‌کار برید. اقدامات غیردارویی اهمیت کمتری ندارند: محیط را آرام و در طول روز روشن نگه دارید، چرخهٔ خواب-بیداری را با کاهش مزاحمت‌های شبانه حفظ کنید، و حضور آشنایان را تسهیل کنید.

۷تعیین‌تکلیف، ارجاع و پیگیری

بیمارانی که علت قابل‌درمان سریع یافته و سطح هوشیاری آنها بهبود یافته، می‌توانند با یک همراه آگاه و دستورات مشخص ترخیص شوند. در مقابل، بستری در موارد زیر اجباری است: علت ناشناخته، بیماری زمینه‌ای ناپایدار، سالمند تنها، بیمار با نقص ایمنی، و هر گیجی که پس از ورک‌آپ اولیه رفع نشده باشد.

ارجاع به نورولوژی در علائم کانونی، شک به انسفالیت خودایمنی یا ویروسی، یا تشخیص صرع لازم است. روانپزشکی را تنها پس از رد قطعی همهٔ علل ارگانیک درگیر کنید. در پیگیری سرپایی باید داروهای محرک مرور، بیماری‌های مزمن پایه بهتر کنترل، و در بیمارانی که سابقهٔ دلیریوم مکرر دارند، ارزیابی شناختی پایه (Baseline Cognitive Assessment) انجام شود تا ریسک دمانس زمینه‌ای تعیین گردد.

پرسش‌های بالینیِ پرتکرار

تفاوت دلیریوم و دمانس در اورژانس چیست؟
مهم‌ترین تمایز سیر زمانی است؛ دلیریوم ظرف ساعات ایجاد می‌شود در حالی که دمانس سیری تدریجی و ماه‌هاساله دارد. در اورژانس، دمانس زمینه‌ای را به عنوان عامل آسیب‌پذیری بدانید نه توضیح علائم حاد — هر دو می‌توانند همزمان وجود داشته باشند
چه زمانی CT اسکن سر در گیجی حاد ضروری است؟
CT سر بدون کنتراست در علائم عصبی کانونی، سابقهٔ تروما، نقص ایمنی، اولین اپیزود بدون علت مشخص، و بیماران تحت درمان ضدانعقادی اندیکاسیون دارد. در غیاب این موارد، ابتدا علل متابولیک و عفونی را با آزمون‌های خون و ادرار بررسی کنید
آیا دارو به‌تنهایی برای کنترل دلیریوم کافی است؟
خیر. دارودرمانی نقش کمکی دارد و جایگزین درمان علت زمینه‌ای نمی‌شود. هالوپریدول در دوزهای پایین برای کنترل تحریک‌پذیری قابل استفاده است، اما بدون یافتن و درمان علت اصلی، دلیریوم پایدار می‌ماند یا تشدید می‌شود
مطالبِ اینجا آموزشی و برگرفته از منابع‌اند و جای قضاوتِ بالینی، گایدلاینِ رسمی یا ویزیتِ پزشک را نمی‌گیرند؛ تصمیمِ نهایی همیشه با شرایطِ همان بیمار و منبعِ اصلی است.