رگبهرگی مچ پا (ankle sprain) شایعترین آسیب اسکلتی-عضلانی است و حدود ۸۵٪ آسیبهای این مفصل را تشکیل میدهد. با اینحال، درصد قابلتوجهی از بیماران بهدلیل ارزیابی ناکافی یا توانبخشی ناقص دچار ناپایداری مزمن میشوند. شناخت دقیق آناتومی لیگامانی، بهکارگیری معیارهای استاندارد تصویربرداری و اجرای پروتکل توانبخشی فانکشنال پایه پیشگیری از این سیر هستند.
۱زمینه و اپیدمیولوژی
رگبهرگی مچ پا سالانه حدود ۶۰۰–۸۰۰ مورد به ازای هر ۱۰۰٬۰۰۰ نفر بروز دارد و یکی از شایعترین علل مراجعه به اورژانس و کلینیکهای ورزشی به شمار میرود. جمعیتهای پرخطر شامل ورزشکاران توپبازی، نوجوانان و افرادی با سابقه آسیب قبلی مچ پا هستند؛ در این گروه احتمال آسیب مجدد تا ۷۳٪ گزارش شده است. آسیب لیگامان جانبی، بهویژه لیگامان تالوفیبولار قدامی (ATFL)، در ۷۰–۸۵٪ موارد دیده میشود و لیگامان دلتوئید در موارد اورژن درگیر میشود.
۲اتیولوژی و پاتوفیزیولوژی
مکانیسم غالب، اینورشن ناگهانی پا در حالت پلانتارفلکشن است که ATFL را تحت کشش آنی قرار میدهد. در صورت ادامه نیرو، لیگامان کالکانئوفیبولار (CFL) و سپس لیگامان تالوفیبولار خلفی (PTFL) درگیر میشوند. آسیب به سه درجه تقسیم میشود: درجه I (کشش بدون پارگی ماکروسکوپی)، درجه II (پارگی جزئی با ناپایداری خفیف)، و درجه III (پارگی کامل با ناپایداری عملکردی بارز و از دست رفتن یکپارچگی لیگامانی).
۳تظاهرات بالینی
درد موضعی روی لیگامان درگیر، تورم، اکیموز و محدودیت دامنه حرکتی علائم مشترک همه درجات هستند. در درجه I بیمار قادر به تحمل وزن است و تورم خفیف دارد؛ در درجه III تورم سریع، درد شدید و ناتوانی از راه رفتن شاخصاند. آزمون کشوی قدامی (anterior drawer test) و آزمون استرس واروس (talar tilt) پایداری لیگامانی را میسنجند، اما در مرحله حاد بهعلت اسپاسم عضلانی کمتر قابلاعتمادند و ارزیابی مجدد پس از ۴–۵ روز دقیقتر است.
۴رویکرد تشخیصی و ورکآپ
قوانین اوتاوا (Ottawa Ankle Rules) ابزار استاندارد ارزیابی نیاز به رادیوگرافی است؛ طبق آن، در صورت وجود درد ناحیه مالئولی به همراه ناتوانی از تحمل وزن چهار قدم یا درد موضعی در لبه خلفی یا نوک مالئول، تصویربرداری ضروری است. رادیوگرافی ساده در سه نمای AP، لترال و مورتیس انجام میشود. MRI برای موارد مشکوک به آسیب استئوکندرال تالوس، تاندونهای پرونئال یا سینداسموز رزرو میشود؛ سونوگرافی ابزار سریعتری برای ارزیابی تاندون در نقطه مراقبت است.
نکته بالینی: قوانین اوتاوا حساسیت ۹۶–۹۹٪ برای رد شکستگی دارند، اما اختصاصیت پایینی دارند؛ هدف کاهش رادیوگرافی غیرضروری است، نه جایگزینی کامل قضاوت بالینی.
۵تشخیصهای افتراقی
| تشخیص | یافته مشخص | ابزار تمایز |
|---|---|---|
| شکستگی مالئولی | درد روی مالئول + معیار اوتاوا | رادیوگرافی |
| آسیب سینداسموز | درد قدامی تیبیوفیبولار، آزمون فشردگی مثبت | MRI |
| آسیب تاندون پرونئال | درد خلفی مالئول جانبی، کرپیتاسیون | سونوگرافی یا MRI |
| آسیب استئوکندرال تالوس | درد مداوم پس از بهبود ظاهری | MRI |
| شکستگی پایه متاتارس پنجم | درد در ناحیه پایه متاتارس | رادیوگرافی |
۶تدبیر درمانی
در ۴۸–۷۲ ساعت اول پروتکل PRICE (حفاظت، استراحت، یخ، فشردن، بالا نگه داشتن) اساس درمان است. NSAIDs مثل ایبوپروفن ۴۰۰ میلیگرم هر ۸ ساعت یا ناپروکسن ۵۰۰ میلیگرم هر ۱۲ ساعت برای ۵–۷ روز درد و التهاب را کاهش میدهند. بیحرکتی کامل جز در درجه III یا آسیبهای همراه توصیه نمیشود؛ بسیج زودهنگام و تحمل وزن تدریجی روند بهبودی را تسریع میکنند. توانبخشی فانکشنال در سه مرحله پیش میرود: کنترل ادم و بازیابی دامنه حرکتی، تقویت عضلات پرونئال و بازآموزی حسی-عمقی، و بازگشت تدریجی به فعالیت اختصاصی. در درجه III با شکست توانبخشی ششماهه یا ناپایداری مکانیکی مستند، ارجاع برای ارزیابی ترمیم لیگامانی (تکنیک Broström و اصلاحات آن) منطقی است.
۷عوارض و پیشآگهی
آسیب درجه I و II با درمان مناسب معمولاً در ۶–۸ هفته بهبود مییابد؛ درجه III ممکن است ۳–۶ ماه توانبخشی بطلبد. ناپایداری مزمن مچ پا (chronic ankle instability) شایعترین عارضه بلندمدت است و در ۱۰–۴۰٪ بیماران رخ میدهد. درد مداوم پس از ۶–۸ هفته باید آسیب استئوکندرال، درگیری تاندون یا آسیب سینداسموز را مطرح کند. بازگشت به ورزش باید بر پایه توانایی عملکردی — نه صرفاً مدت زمان گذشته — تعیین شود تا از آسیب مجدد پیشگیری گردد.
