مدیک‌پدیامدیک‌پدیادانشنامهٔ بالینی
۱زمینه و اپیدمیولوژی۲اتیولوژی و پاتوفیزیولوژی۳تظاهرات بالینی۴رویکرد تشخیصی و ورک‌آپ۵تشخیص‌های افتراقی۶تدبیر درمانی۷عوارض و پیش‌آگهی
بیماری

انسفالیت خودایمنی؛ تشخیص و درمان

انسفالیت خودایمنی طیفی از انسفالوپاتی حاد قابل درمان است که با آنتی‌بادی‌های نورونی، تظاهرات روانپزشکی و نورولوژیک، و پاسخ به ایمونوتراپی مشخص می‌شود

۴ دقیقه مطالعه به‌روزرسانی: ۵ مرداد ۱۴۰۵بیماری‌های اعصاب
تصویر تشخیصی انسفالیت خودایمنی با نمونه مایع مغزی نخاعی، الکترود EEG و چکش رفلکس

انسفالیت خودایمنی در دهه‌های اخیر به‌عنوان یکی از شایع‌ترین علل قابل درمان انسفالوپاتی حاد شناخته شده و در برخی مطالعات شیوع آن از انسفالیت ویروسی پیشی گرفته است. تاخیر در تشخیص عمدتاً به دلیل همپوشانی با اختلالات روانپزشکی اولیه و بیماری‌های عفونی رخ می‌دهد. با آگاهی از الگوهای بالینی و ارسال به‌موقع آنتی‌بادی، درمان موثر و بهبود کامل در اکثر بیماران دست‌یافتنی است.

۱زمینه و اپیدمیولوژی

بروز سالانه انسفالیت خودایمنی حدود ۱ تا ۲ در هر ۱۰۰٬۰۰۰ نفر است. انسفالیت ضد-NMDAR شایع‌ترین شکل بیماری است که با غلبه در زنان جوان و نوجوانان همراه است. انسفالیت LGI1 و CASPR2 اغلب در مردان میانسال دیده می‌شوند. تومور همراه در ۳۸ تا ۵۰ درصد موارد ضد-NMDAR (بیشتر تراتوم تخمدان) مشاهده می‌شود؛ در زیرگروه‌های پارانئوپلاستیک با آنتی‌بادی داخل سلولی نظیر Hu، Yo و Ri نیز شیوع تومور بالاست.

۲اتیولوژی و پاتوفیزیولوژی

آنتی‌بادی‌ها بر اساس محل هدف به دو دسته اصلی تقسیم می‌شوند که تاثیر مستقیمی بر پاسخ درمانی و پیش‌آگهی دارند:

  • آنتی‌بادی علیه آنتی‌ژن‌های سطح سلولی (NMDAR، LGI1، CASPR2، AMPAR، GABABR): مستقیماً گیرنده‌ها را مختل یا اینترنالیز می‌کنند و پاسخ به ایمونوتراپی بهتری دارند.
  • آنتی‌بادی علیه آنتی‌ژن‌های داخل سلولی (Hu، Yo، Ri): اغلب پارانئوپلاستیک‌اند، آسیب با واسطه سلول T غالب است و پاسخ درمانی محدودتر است.

در انسفالیت ضد-NMDAR، پیوند آنتی‌بادی به زیرواحد GluN1 گیرنده، تعداد گیرنده‌های سطحی را کاهش می‌دهد. از آنجا که مدارهای مهاری GABAergic بیشتر از مدارهای تحریکی تحت تاثیر قرار می‌گیرند، پیامد آن هایپراکسیتابیلیتی کورتیکال، تشنج و اختلالات رفتاری است.

۳تظاهرات بالینی

انسفالیت ضد-NMDAR اغلب در چهار مرحله متوالی پیش می‌رود:

  1. پرودروم: تب خفیف، سردرد، علائم شبه آنفولانزا (چند روز تا یک هفته)
  2. مرحله روانپزشکی: پسیکوز، آژیتاسیون، توهم شنیداری و بینایی — خطر تشخیص اشتباه با اختلال روانپزشکی اولیه در این مرحله بالاست
  3. مرحله نورولوژیک: تشنج، دیسکینزی دهانی-صورتی و اندامی، افت سطح هوشیاری
  4. بی‌ثباتی اتونوم: تاکی‌کاردی، هایپرترمی، نوسان فشار خون، هایپرسالیواسیون

انسفالیت LGI1 با تشنج‌های دیستونیک فاسیوبراکیال (FBDS) تظاهر می‌کند که از نظر سمیولوژی اختصاصی این زیرگروه‌اند و اغلب با هایپوناترمی همراه‌اند.

نکته بالینی: تشنج‌های FBDS در انسفالیت LGI1 اغلب کوتاه‌مدت (۳ تا ۵ ثانیه) و کم‌دامنه‌اند و در EEG معمول ممکن است یافته‌ای نداشته باشند. شروع ایمونوتراپی پیش از پیشرفت به انسفالیت کامل، پیش‌آگهی را به‌طور چشمگیری بهبود می‌دهد.

۴رویکرد تشخیصی و ورک‌آپ

آزمایشیافته مورد انتظار
MRI مغز (FLAIR)هایپراینتنسیتی لوب‌های تمپورال و هیپوکامپ
آنالیز CSFپلئوسیتوز لنفوسیتیک، افزایش خفیف پروتئین، باند اولیگوکلونال
EEGالگوی «Delta Brush» — نسبتاً اختصاصی ضد-NMDAR
آنتی‌بادی سرم و CSFهر دو همزمان؛ حساسیت CSF بالاتر است
CT سینه/شکم/لگنجستجوی تومور پارانئوپلاستیک
سونوگرافی لگن (زنان)رد تراتوم تخمدان

آنتی‌بادی را حتماً در سرم و CSF به‌صورت همزمان ارسال کنید؛ برخی موارد ضد-NMDAR تنها در CSF مثبت می‌شوند. در صورت منفی بودن آنتی‌بادی با تظاهر بالینی مشکوک، پنل توسعه‌یافته‌تر یا تکرار آزمایش توصیه می‌شود.

۵تشخیص‌های افتراقی

  • انسفالیت ویروسی (HSV): تب بارزتر، لزیون تمپورال یک‌طرفه در MRI، PCR مثبت در CSF
  • انسفالوپاتی سمی-متابولیک: سابقه مصرف دارو یا سم، اختلال الکترولیت، اختلال عملکرد کبد یا کلیه
  • اختلال روانپزشکی اولیه: در مرحله اول انسفالیت ضد-NMDAR افتراق دشوار است؛ عدم پاسخ به داروهای روانپزشکی و ظهور علائم نورولوژیک باید مشکوک‌کننده باشد
  • بیماری پریون: پیشرفت سریع‌تر، DWI مثبت، پروتئین 14-3-3 در CSF
  • واسکولیت CNS و لوپوس نورونی: آنتی‌بادی‌های ایمنی‌شناختی اختصاصی، آنژیوگرافی
  • سندرم نورولپتیک بدخیم: سابقه مصرف آنتی‌سایکوتیک، CPK بالا، رجیدیتی مشخص

۶تدبیر درمانی

خط اول (همزمان آغاز می‌شوند):

  • متیل‌پردنیزولون IV: ۱۰۰۰ mg/روز × ۵ روز
  • IVIG: ۰.۴ g/kg/روز × ۵ روز (مجموع ۲ g/kg)
  • پلاسمافرز: ۵ نوبت در ۱۰ روز — جایگزین یا مکمل IVIG

در صورت تشخیص تومور، برداشت جراحی بخش اصلی درمان است و اغلب به تنهایی سیر بیماری را بهبود می‌دهد.

خط دوم (در صورت عدم پاسخ پس از ۲ تا ۴ هفته):

  • ریتوکسیماب: ۳۷۵ mg/m² هفتگی × ۴ دوز
  • سیکلوفسفاماید: ۷۵۰ mg/m² ماهانه

درمان علامتی:

  • تشنج: لوتیراستام یا لاکوزاماید ترجیح دارند
  • آژیتاسیون حاد: لورازپام یا کلونازپام؛ از آنتی‌سایکوتیک‌ها در مرحله حاد تا حد امکان پرهیز شود
  • بی‌ثباتی اتونوم: پایش مداوم در ICU و حمایت هدفمند

۷عوارض و پیش‌آگهی

با درمان به‌موقع، حدود ۸۰ درصد بیماران به بهبود کامل یا نزدیک‌به‌کامل می‌رسند. نرخ عود ۱۲ تا ۳۵ درصد است که در نبود برداشت تومور بالاتر می‌رود. عوارض بلندمدت شامل نقص شناختی خفیف، اختلالات رفتاری و در موارد شدیدتر، نقص حرکتی پایدار است. پیش‌بینی‌کننده‌های پیامد بد عبارت‌اند از: تاخیر در شروع ایمونوتراپی، بستری طولانی در ICU، و آنتی‌بادی علیه آنتی‌ژن داخل سلولی. برخلاف انسفالیت ویروسی، انسفالیت خودایمنی ذاتاً قابل بازگشت است و زودهنگامی درمان مهم‌ترین عامل پیش‌آگهی به شمار می‌رود.

پرسش‌های بالینیِ پرتکرار

آیا ارسال آنتی‌بادی در سرم به‌تنهایی کافی است؟
خیر؛ در موارد ضد-NMDAR تا ۱۴٪ آنتی‌بادی فقط در CSF مثبت است. همیشه سرم و CSF را به‌صورت همزمان ارسال کنید
آیا می‌توان از آنتی‌سایکوتیک برای کنترل آژیتاسیون استفاده کرد؟
باید احتیاط کرد؛ آنتی‌سایکوتیک‌ها می‌توانند سیر بیماری را وخیم‌تر کنند. بنزودیازپین برای کنترل آژیتاسیون حاد ترجیح دارد
در صورت عدم یافتن تومور در ابتدا چه باید کرد؟
در زنان جوان با انسفالیت ضد-NMDAR، جستجوی تومور با سونوگرافی یا MRI لگن باید هر ۶ ماه تا حداقل ۴ سال ادامه یابد
مطالبِ اینجا آموزشی و برگرفته از منابع‌اند و جای قضاوتِ بالینی، گایدلاینِ رسمی یا ویزیتِ پزشک را نمی‌گیرند؛ تصمیمِ نهایی همیشه با شرایطِ همان بیمار و منبعِ اصلی است.