بیماری سرم (Serum Sickness) یک واکنش افزایشحساسیتی نوع III است که با تشکیل و ترسب کمپلکسهای ایمنی در بافتها ایجاد میشود. تصویر بالینی آن — تب، کهیر و آرترالژی — میتواند با طیف گستردهای از بیماریهای التهابی اشتباه گرفته شود، به همین دلیل شناخت آن برای هر کلینیسینی ضروری است. تشخیص بهموقع و حذف عامل زمینهساز، محور اصلی تدبیر است.
۱زمینه و اپیدمیولوژی
بیماری سرم کلاسیک نخستین بار با تجویز سرمهای هتروتروپ — از جمله آنتیتوکسین کزاز و ضد مار گزیدگی اسبی — توصیف شد، اما امروزه شکل دارویی آن (واکنش شبهسرمی، Serum Sickness-Like Reaction) بسیار شایعتر است. عوامل اصلی شامل آنتیبیوتیکها (سفاکلور، پنیسیلین، سولفامیدها)، بیولوژیکها (ریتوکسیماب، اینفلیکسیماب، آداکبیماب) و برخی ضد صرعهاست. بروز دقیق نامشخص است؛ در مطالعات سفاکلور تا ۰.۰۲٪ گزارش شده. تجویز مکرر، دوز بالا و سن کمتر از ۶ سال در شکل دارویی خطر را افزایش میدهند.
۲اتیولوژی و پاتوفیزیولوژی
در شکل کلاسیک، آنتیبادیهای IgG و IgM علیه پروتئین بیگانه شکل میگیرند و با آنتیژن اضافی کمپلکسهای ایمنی محلول ایجاد میکنند. این کمپلکسها در دیواره رگها، سینوویوم مفاصل و گلومرولها ترسب یافته، از طریق فعالسازی کمپلمان و جذب نوتروفیل، التهاب بافتی برمیانگیزند. شکل دارویی مکانیسم متفاوتی دارد: متابولیتهای دارو بهعنوان هپتن عمل کرده و بدون فعالسازی مسیر کمپلمان، پاسخ التهابی ایجاد میکنند. این تفاوت مکانیسمی، پیامد بالینی مستقیمی دارد — سطح کمپلمان سرم در شکل دارویی طبیعی میماند.
۳تظاهرات بالینی
علائم معمولاً ۷ تا ۲۱ روز پس از تماس اول ظاهر میشوند، یا در تماس مجدد طی ۳ تا ۴ روز. سهگانه کلاسیک شامل تب، راش و آرترالژی است. راش معمولاً کهیر (urticarial) یا موربشکل است و از تنه آغاز میشود؛ خارش قابل توجهی دارد و گاه پورپوریک میشود. آرتریت یا آرترالژی مفاصل بزرگ (زانو، مچ) را ترجیحاً درگیر میکند. لنفادنوپاتی ناحیهای، ادم دست و پا و ضعف عمومی از یافتههای همراه شایع هستند. در موارد نادر، نوروپاتی محیطی یا پلوریت دیده میشود.
۴رویکرد تشخیصی و ورکآپ
تشخیص بالینی است: سابقه تماس با عامل محرک، تصویر بالینی سازگار، و زمانبندی منطقی. آزمایشگاه برای تأیید و رد افتراقهاست، نه تشخیص اولیه.
| آزمون | یافته معمول |
|---|---|
| CBC | لکوپنی یا لکوسیتوز خفیف؛ ائوزینوفیلی گاهی |
| ESR / CRP | بالا |
| C3 / C4 | کاهشیافته در شکل کلاسیک؛ طبیعی در واکنش دارویی |
| آنالیز ادرار | پروتئینوری خفیف، گاه هماتوری |
| کشت خون | منفی — برای رد عفونت |
| ANA / ANCA | منفی — برای رد واسکولیت و لوپوس |
بیوپسی پوست در موارد مبهم مفید است و رسوب IgM، IgG و C3 در دیواره رگها را نشان میدهد.
نکته بالینی: سطح C3/C4 یکی از مهمترین ابزارهای افتراق شکل کلاسیک از دارویی است. در بیماری سرم واقعی، کمپلمان مصرف میشود و سطح آن پایین است؛ در واکنش شبهسرمی دارویی، مسیر کمپلمان اصلاً درگیر نمیشود و سطح طبیعی باقی میماند.
۵تشخیصهای افتراقی
| بیماری | وجه افتراق کلیدی |
|---|---|
| لوپوس اریتماتوی سیستمیک | ANA / anti-dsDNA مثبت، درگیری کلیه مزمنتر |
| بیماری Still بزرگسالان | تب نوسانی، راش ماکولار زودگذر، فریتین بسیار بالا |
| واسکولیت | پورپورا قابل لمس، ANCA احتمالاً مثبت |
| اورتیکاریای حاد آلرژیک | بدون آرتریت و بدون تب پایدار |
| عفونت ویروسی | سرولوژی مثبت، تاریخچه عفونی |
۶تدبیر درمانی
اقدام اول: حذف فوری عامل زمینهساز. موارد خفیف معمولاً بدون درمان اختصاصی طی ۱ تا ۳ هفته بهبود مییابند. برای علائم قابل توجه، رویکرد گامبهگام است:
- آنتیهیستامین خوراکی برای راش و خارش: لوراتادین ۱۰ mg/d یا سترتیزین ۱۰ mg/d
- NSAID برای آرترالژی و تب: ایبوپروفن ۴۰۰ mg هر ۸ ساعت
- کورتیکواستروئید در موارد متوسط تا شدید یا درگیری کلیه: پردنیزولون ۰.۵ تا ۱ mg/kg/d (حداکثر ۶۰ mg) به مدت ۱ تا ۲ هفته، سپس کاهش تدریجی
- آدرنالین زیرجلدی ۰.۳ mg در صورت آنافیلاکسی همراه
نکته بالینی: کورتیکواستروئید سیر بیماری را کوتاهتر میکند اما در موارد خفیف ضروری نیست؛ آنتیهیستامین و NSAID در این گروه کافی هستند.
۷عوارض و پیشآگهی
پیشآگهی در اکثر بیماران عالی است و با حذف عامل، علائم بهطور کامل فروکش میکنند. عوارض نادر شامل گلومرولونفریت با کمپلکس ایمنی، نوروپاتی محیطی و در موارد بسیار شدید واسکولیت سیستمیک است. مهمترین نکته پیشگیرانه: در تماس مجدد با همان عامل، علائم سریعتر (۳ تا ۴ روز) و معمولاً شدیدتر بروز میکنند. اطلاعرسانی به بیمار و ثبت عامل محرک در پرونده، بخشی جداییناپذیر از تدبیر است.
