نوریت وستیبولار (Vestibular Neuritis) یکی از شایعترین علل ورتیگوی حاد و مداوم در بزرگسالان است که با اختلال ناگهانی عملکرد عصب وستیبولار محیطی — بدون درگیری حلزون — تظاهر میکند. اهمیت بالینی آن در درجهٔ اول از آنجاست که باید از سکتهٔ مخچه یا ساقهٔ مغز افتراق داده شود؛ بیماریهایی با ظاهری یکسان اما پیامدی کاملاً متفاوت. خبر خوب اینکه با معاینهٔ هدفمند، این افتراق در بالین ممکن است.
۱زمینه و اپیدمیولوژی
نوریت وستیبولار دومین علت شایع ورتیگوی محیطی پس از BPPV خوشخیم است. شیوع سالانه حدود ۳ تا ۵ مورد در هر ۱۰۰٬۰۰۰ نفر تخمین زده میشود. اوج بروز در دهههای چهارم و پنجم زندگی است و هر دو جنس بهطور تقریباً مساوی مبتلا میشوند. بروز در فصل بهار و اوایل تابستان بیشتر دیده میشود که با افزایش فراوانی عفونتهای ویروسی تنفسی فوقانی همزمان است.
۲اتیولوژی و پاتوفیزیولوژی
علت دقیق هنوز قطعی نشده، اما شواهد آسیبشناختی و بالینی بهقوت از منشأ ویروسی حمایت میکنند. ویروس هرپس سیمپلکس تیپ ۱ (HSV-1) محتملترین عامل شناختهشده است؛ واکنش التهابی گانگلیون وستیبولار فوقانی باعث بیعملکردی یکطرفهٔ ورودی وستیبولار میشود. نتیجه، عدمتعادل تونیک بین دو طرف است که با نیستاگموس خودبهخودی و ورتیگوی مداوم بروز میکند. درگیری معمولاً شاخهٔ فوقانی عصب وستیبولار است — که کانالهای نیمدایرهای قدامی و افقی را تامین میکند — در حالی که شاخهٔ تحتانی و ساکول اغلب محفوظ میمانند.
۳تظاهرات بالینی
بیمار با ورتیگوی شدید، ناگهانی و مداوم مراجعه میکند که با تغییر وضعیت سر تشدید میشود اما به وضعیت خاصی وابسته نیست. تهوع و استفراغ شدید همراه آن شایع است. در معاینه، نیستاگموس افقی-چرخشی (horizontal-torsional) یکجهته با فاز سریع به سمت گوش سالم دیده میشود که با فیکساسیون بینایی مهار میشود. بیمار در راه رفتن ناپایدار است و تمایل به افتادن به سمت گوش مبتلا دارد. غیاب کاهش شنوایی و وزوز گوش از ویژگیهای افتراقی مهم این بیماری از لابیرنتیت است؛ همچنین هیچ علامت عصبی کانونی نباید وجود داشته باشد.
۴رویکرد تشخیصی و ورکآپ
تشخیص اساساً بالینی است. آزمون HINTS — ترکیبی از سه جزء معاینهای — ابزار اصلی برای افتراق از علت مرکزی محسوب میشود:
| جزء HINTS | یافتهٔ محیطی (نوریت وستیبولار) | یافتهٔ مرکزی (نگرانکننده) |
|---|---|---|
| Head Impulse Test | غیرطبیعی (کاچآپ ساکاد) | طبیعی |
| Nystagmus | یکجهته، افقی-چرخشی | تغییرجهتدهنده با نگاه |
| Test of Skew | منفی | مثبت (انحراف عمودی) |
پاراکلینیک در موارد غیرقطعی:
- MRI با DWI: در موارد مشکوک به سکته — بهویژه اگر Head Impulse Test طبیعی باشد یا بیمار ریسکفاکتور قلبیعروقی داشته باشد.
- شنواییسنجی (Audiometry): هنگامی که کاهش شنوایی مشکوک است و باید لابیرنتیت یا بیماری منیر رد شود.
- vHIT (Video Head Impulse Test): تأیید عینی کاهش بهرهٔ رفلکس وستیبولو-اوکولار در طرف مبتلا.
نکته بالینی: MRI استاندارد با DWI در ۲۴ تا ۴۸ ساعت اول ممکن است انفارکتوس ناحیهٔ مخچه یا ساقهٔ مغز را از دست بدهد (false-negative تا ۲۰٪ در این پنجرهٔ زمانی). اگر تصویر بالینی همچنان به سکته اشاره میکند — بهویژه Head Impulse Test طبیعی — MRI را تکرار کنید یا بیمار را بپذیرید.
۵تشخیصهای افتراقی
- BPPV: ورتیگوی کوتاه (چند ثانیه)، وابسته به وضعیت خاص، نیستاگموس موقتی و خستگیپذیر
- لابیرنتیت: تصویر مشابه نوریت وستیبولار اما با کاهش شنوایی
- بیماری منیر: اپیزودیک، با وزوز، احساس پری گوش و شنوایی نوسانی
- انفارکتوس مخچه یا ساقهٔ مغز: HINTS طبیعی، ریسکفاکتور عروقی، علائم عصبی کانونی احتمالی
- سندرم رمزیهانت: درد شدید گوش، بثورات هرپتی در پنا یا کانال، فلج صورت
۶تدبیر درمانی
مرحلهٔ حاد (روز ۱ تا ۳):
- مهارکنندههای وستیبولار برای تسکین ورتیگو و تهوع: دیمنهیدرینات ۵۰ mg خوراکی یا وریدی هر ۶ ساعت، یا پروکلرپرازین ۱۲.۵ mg هر ۸ ساعت. استفاده باید به ۲ تا ۳ روز اول محدود شود.
- کورتیکواستروئید: متیلپردنیزولون ۱۰۰ mg/day وریدی — یا پردنیزولون خوراکی ۱ mg/kg/day، حداکثر ۶۰ mg — به مدت ۵ روز، سپس تیپر تدریجی در ۱۰ روز. شواهد از بهبود تابع وستیبولار در کوتاهمدت حمایت میکنند.
- داروهای ضدویروسی: افزودن آنتیویرال به کورتیکواستروئید فاقد مزیت اثباتشده است و توصیه نمیشود.
پس از مرحلهٔ حاد:
- قطع هرچه زودتر مهارکنندههای وستیبولار ضروری است، چون جبران مرکزی را کُند میکنند و بهبود بلندمدت را به تأخیر میاندازند.
- توانبخشی وستیبولار (VRT): از روز سوم تا پنجم شروع شود؛ تمرینات تثبیت نگاه (gaze stabilization) و تمرینات تعادلی پیشآگهی عملکردی را بهطور معناداری بهبود میبخشند.
۷عوارض و پیشآگهی
پیشآگهی کلی مطلوب است. اکثر بیماران در طول ۶ تا ۱۲ هفته بهبود قابلتوجهی مییابند و جبران مرکزی معمولاً این بازهٔ زمانی را پوشش میدهد. حدود ۱۰ تا ۱۵٪ از بیماران ناپایداری مزمن یا ناتحملی به تغییر وضعیت را تجربه میکنند که نیازمند ادامهٔ VRT است. BPPV ثانویه در حدود ۱۰ تا ۱۵٪ موارد بروز میکند و باید شناخته و درمان شود. عود نوریت وستیبولار نادر است (کمتر از ۲٪). بیماران مسنتر و کسانی که اختلال شدیدتری در ابتدا داشتهاند معمولاً بهبود کندتری تجربه میکنند و پیگیری فعالتری نیاز دارند.
