اختلالات انعقادی طیف گستردهای از شرایط را دربرمیگیرند که در آنها تعادل ظریف میان تشکیل لخته و انحلال آن بههم میخورد. شناسایی بهموقع این اختلالات و تمایز میان علل ارثی و اکتسابی، پایهایترین گام در هدایت درست بیمار است.
۱زمینه و اپیدمیولوژی
اختلالات انعقادی (Coagulation Disorders) از شایعترین مشکلات هماتولوژیک در بیماران بستری هستند. کواگولوپاتی مصرفی (DIC) در ۱ تا ۲ درصد بیماران بستری در ICU دیده میشود و با مرگومیر قابلتوجهی همراه است. هموفیلی A با شیوع ۱ در ۵۰۰۰ تولد پسر، شایعترین کواگولوپاتی ارثی شدید محسوب میشود؛ در حالی که بیماری فونویلبراند (VWD) با شیوع تقریباً ۱ درصد در جمعیت عمومی، شایعترین کواگولوپاتی ارثی بهطور کلی است.
۲اتیولوژی و پاتوفیزیولوژی
هموستاز طبیعی به برهمکنش سه محور وابسته است: آسیب عروقی و فعالشدن پلاکت (هموستاز اولیه)، آبشار انعقادی (هموستاز ثانویه)، و سیستم فیبرینولیز. نقص در هر یک میتواند به خونریزی یا ترومبوز منجر شود.
علل ارثی: کمبود فاکتور VIII (هموفیلی A)، فاکتور IX (هموفیلی B)، کمبود فاکتورهای نادر (VII، X، XI)، و بیماری VWD.
علل اکتسابی: بیماری کبدی (کاهش تولید فاکتورها)، کمبود ویتامین K (ناشی از سوءتغذیه، بیماری کلستاتیک، یا آنتیبیوتیک گستردهطیف)، DIC، ترومبوسیتوپنی القاشده با هپارین (HIT)، و ضدانعقادهای دارویی (وارفارین، هپارین، DOACs).
در DIC، فعالسازی سیستمیک آبشار انعقادی از طریق سپسیس، تروما شدید، یا بدخیمی رخ میدهد و به مصرف فاکتورها و پلاکتها منجر میشود؛ نتیجه، خونریزی پارادوکسیکال همزمان با ترومبوز میکروعروقی است.
۳تظاهرات بالینی
تظاهرات به نوع نقص انعقادی بستگی دارد. نقص در هموستاز اولیه (پلاکت یا VWF) با خونریزی مخاطی مشخص میشود: پتشی، اکیموز سطحی، اپیستاکسی، خونریزی لثه، و منوراژی. نقص در هموستاز ثانویه (کمبود فاکتور) عمدتاً با همارتروز، هماتوم عضلانی عمقی، و خونریزی تأخیری پس از جراحی تظاهر میکند. DIC همزمان میتواند خونریزی فعال از محلهای متعدد و شواهد ترومبوز میکروعروقی (نارسایی اندام) را نشان دهد.
۴رویکرد تشخیصی و ورکآپ
غربالگری اولیه شامل CBC (تعداد پلاکت)، PT/INR، aPTT، و فیبرینوژن است. بر اساس الگوی نتایج، مسیر تشخیصی تعیین میشود:
- PT طولانی، aPTT طبیعی: کمبود فاکتور VII یا اثر وارفارین
- aPTT طولانی، PT طبیعی: کمبود فاکتور VIII، IX، یا XI؛ اثر هپارین؛ لوپوس آنتیکواگولانت
- هر دو طولانی: کمبود فاکتور مشترک (X، V، II)، DIC، بیماری کبدی، یا کمبود شدید ویتامین K
در شک به DIC، D-dimer، فیبرینوژن سریال، و اسمیر خون محیطی (تشخیص شیستوسیت) ضروریاند. برای بیماری VWD، آزمون ریستوستین کوفاکتور (Ristocetin cofactor assay) و سطح آنتیژن VWF اندازهگیری میشود.
نکته بالینی: aPTT طولانی که با آزمون مخلوط (Mixing Test) تصحیح میشود نشاندهنده کمبود فاکتور است؛ اگر تصحیح نشود، وجود مهارکننده (inhibitor) مثل لوپوس آنتیکواگولانت یا ایمنی ضدفاکتور مطرح است.
۵تشخیصهای افتراقی
| وضعیت | PT | aPTT | پلاکت | فیبرینوژن |
|---|---|---|---|---|
| DIC | بالا | بالا | پایین | پایین |
| بیماری کبدی | بالا | بالا | طبیعی/پایین | طبیعی/پایین |
| کمبود ویتامین K | بالا | طبیعی | طبیعی | طبیعی |
| هموفیلی A/B | طبیعی | بالا | طبیعی | طبیعی |
| VWD نوع ۱ | طبیعی | طبیعی/بالا | طبیعی | طبیعی |
| اثر هپارین | طبیعی | بالا | طبیعی | طبیعی |
۶تدبیر درمانی
خونریزی حاد / اورژانس:
- FFP (10–15 mL/kg IV): جایگزینی چندفاکتوری در DIC، بیماری کبدی، یا مصرف بیش از حد وارفارین
- کنسانتره پروترومبین (PCC، 25–50 IU/kg): در برگشت اورژانسی اثر وارفارین ارجحیت دارد
- کرایوپرسیپیتیت یا کنسانتره فیبرینوژن: هنگام فیبرینوژن < 150 mg/dL
- DDAVP (0.3 mcg/kg IV): در VWD نوع ۱ و هموفیلی A خفیف
هموفیلی:
- هموفیلی A: کنسانتره فاکتور VIII؛ در خونریزی شدید، هدف ≥ 80% سطح نرمال
- هموفیلی B: کنسانتره فاکتور IX
- بیماران با مهارکننده با تیتر بالا: عوامل دورزننده (Bypassing agents) شامل aPCC یا فاکتور VIIa نوترکیب
کمبود ویتامین K: ویتامین K1 (فیتونادیون) 10 mg IV یا زیرجلدی؛ اثر ظرف 12–24 ساعت.
DIC: درمان بیماری زمینهای در اولویت است؛ از انتقال خون پیشگیرانه پرهیز شود و اجزای خون تنها در خونریزی فعال یا اقدام تهاجمی فوری تجویز گردد.
۷عوارض و پیشآگهی
خونریزی داخلجمجمهای وخیمترین عارضه است و مرگومیر بالایی دارد. در هموفیلی درماننشده، آرتروپاتی هموفیلیک ناتوانکننده از پیامدهای بلندمدت است. DIC مرتبط با سپسیس شدید مرگومیر بستری را به طور چشمگیری افزایش میدهد (40–80٪ در موارد شدید). با پروفیلاکسی منظم فاکتور در هموفیلی و مراقبت بهموقع، کیفیت زندگی و امید به زندگی به نزدیک طبیعی میرسد.
